مثل باد

آب، کم جو؛ تشنگی آور به‌دست

مثل باد

آب، کم جو؛ تشنگی آور به‌دست

مثل باد

ای دوست! شکر بهتر یا آن‌که شکر سازد؟
خوبیِ قمر بهتر یا آن‌که قمر سازد؟


برخیز که پر کنیم پیمانه ز می
زان پیش که پر کنند پیمانه‌ی ما


پرنده‌ها و کودکان را به آدم‌ها ترجیح می‌دهم.


کسی در من مدام آوازهای غمگین می‌خواند.


جانم بگیر و صحبت جانانه‌ام ببخش

آرشیو


  از عمد، این پست، تند و نیش‌دار نوشته شده است و مخاطبش عموم زن‌هاست و نه همه‌ی آن‌ها.

   شوهرجویی و شوهر‌خواهیِ دخترها و نیازشان به تکیه‌گاه، همان‌قدر مذموم است که سکس‌پرستی و تن‌پرستیِ مردها.

   زن‌ها کمتر، از این خلق‌وخوی زشتِ خود، حرف می‌زنند و مدام، انگشتِ اتهام‌شان به‌سمتِ مردان، دراز است.

   آزارِ خیابانی، مذموم است؛ فعل جنسیِ همراه با زور، ناپسند و زشت است؛ اما سکس‌خواهی در رابطه، امری بسیار طبیعی و حتی لازم است. خواستنِ جسم، در امتدادِ خواستنِ روح است و می‌تواند که رابطه را محکم‌تر و پردوام‌تر کند.

   اما دخترهای جامعه‌ی ما چه می‌خواهند؟ اکثرِ آن‌ها، پسری را می‌خواهند که نیازهای روحی‌شان را برای داشتنِ یک مرد، برطرف کند و خلاها و ضعف‌های شخصیتی‌شان را بپوشاند و برایشان خرج کند؛ اما از نیازهای جسمیِ خودش، حرفی نزند؛ چون در آن‌صورت، بی‌اخلاقی و ناپاکی کرده است؛ و این، یک خودخواهیِ بزرگ است.

   اگر آن پسر، گزینه‌ی مناسبی باشد، به او وعده‌ی سکسِ بعد از ازدواج می‌دهند و سعی می‌کنند تا گزینه‌ی خوب‌شان را از دست ندهند و بعد از ازدواج، به مرادِ دل و نهایتِ خود می‌رسند و خیلی زود هم تمام می‌شوند.

   مردها اما، با همه‌ی حرف‌هایی که در موردشان زده می‌شود، موجودات شریف‌تر و اخلاقی‌تری هستند. یک نیاز بزرگ دارند که اگر تامین شود، چنان انرژی‌ای می‌گیرند که دنیا را مالِ خود می‌کنند؛ که کرده‌اند.

   برعکسِ اکثرِ زن‌ها که دنیای‌شان کوچک‌ست و بعد از ازدواج، تمام می‌شوند؛ مردها بعد از ازدواج، و یا با تامین نیاز بزرگ‌شان، تازه آغاز می‌شوند.

   نیاز جنسی مردها، شدید است؛ نیازی که اگر بعد از چندروز ارضا نشود، به‌طور اتوماتیک و در خواب ‌-با دیدنِ یک خوابِ سکسی- ارضا می‌شود؛ خالقِ مرد، او را طوری آفریده که باید هرچند روز یکبار، ارضا شود، اما زن‌ها را این‌گونه نیافریده است.

   احتمالا نیاز به تکیه‌گاه، در زن هم شدید است، و تا این‌جا هر دو یکسان‌اند؛ اما باید دید که بعد از تامین این نیازهای هورمونی، اراده‌ی این دو جنس، چه‌طور عمل می‌کند؛ که طی این چندین قرن، دیده‌ایم؛ آن‌قدر زن‌ها جنس دوم‌اند که برایشان سالروز درنظر گرفته‌اند؛ روز دختر و روز زن؛ (و این جنس، خوشحالانه این روزها را جشن می‌گیرد) اما باقی سال، متعلق به جنسی‌ست که دنیا در دست او بوده و هست؛ چون بزرگ فکر می‌کند.

   چند شاعر و رییس‌جمهور و فیلسوف و موسیقی‌دان و ریاضی‌دان و به‌طورکلی، زن موفق و تاثیرگذار در جهان است؟ آن‌قدر کم که می‌شود نام‌شان را برد. همیشه مردها، قاعده‌ی دنیا بوده‌اند و زن‌ها، استثنایش.

   زن‌ها ادعا می‌کنند که مردها، در طول تاریخ به آن‌ها اجازه‌‌ی خودنمایی نداده‌اند و مدام از آن‌ها استفاده کرده‌اند؛ و این، عذرِ بدتر از گناه‌ست. وای بر شما که انقدر ظلم‌پذیر و کوچک بوده‌اید که زیرِ بارِ این ظلم‌ها رفته‌اید. چرا در برابر مردهای ظالم، نایستادید؟ چرا این محدودیت‌ها و جنس دوم‌بودن را پذیرفته‌اید؟ اسبی که رکاب ندهد، کسی نمی‌تواند سوارش شود.

   کلیپ‌ها و تبلیغات و پورن‌ها، پر شده‌اند از زنانی که خود را فروخته‌اند و مثل عروسک‌هایی در دست مردان پولدار، چرخیده‌اند. از ازلِ تاریخ، زنانِ عریان، در کاخ‌های امیران رقصیده‌اند و خشنود بوده‌اند، و این عریانی را پذیرفته‌اند؛ مردها در مهمانی‌ها، با لباس‌هایی آراسته و پوشیده ظاهر می‌شوند و زنان، با لباس‌هایی که لذت مردان را فراهم آورد؛ زنان، مفعول‌بودن را به منفعلانه‌ترین شکل ممکن پذیرفته‌اند؛ عروسک‌ها تنها زمانی احساس خوبی دارند که کسی (هر کسی) آن‌ها را ببیند و با آن‌ها بازی کند.

   مولانا، در شعرهایش از «نورِ نور» استفاده کرده‌است. یعنی به نور، دلیل و خلوصی دیگر داده است. زن‌های جامعه‌ی من هم به مفعول، خلوص و تعریفِ تازه‌ای داده‌اند. خیلی از زن‌ها، «مفعولِ مفعول» شده‌اند. مفعولِ‌مفعول‌هایی که از زن‌بودنِ خود استفاده‌ی ابزاری می‌کنند و آن را می‌فروشند.

   اگر استفاده از زور، برای بهره‌کشیِ جنسی از زن‌ها، یک استفاده‌ی ابزاری از قدرت مردانگی‌ست؛ لوس حرف‌زدن و نمایشِ غیرعادیِ اندامِ زنان هم، استفاده‌ی ابزاری آن‌ها از زنانگی‌شان است؛ و هر دو به یک‌اندازه زشت‌اند.

   ابتدا این ذهنیت مفعول‌بودنِ زن را از ذهنِ مردها و زن‌ها و دنیا پاک کنید و بعد به دنبال حقوق خود باشید.

   زن‌های قوی را دوست دارم؛ زن‌هایی که خوبی‌های زن‌بودن را نگه داشته‌اند و بدی‌ها و ضعف‌هایش را از خود دور کرده‌اند. زن‌هایی که خوبی‌های مردبودن را گرفته‌اند و بدی‌هایش را رها کرده‌اند.

   قبل از آن‌که زن باشید، انسان باشید و انتخاب‌هایی به غیر از سکس، برای مردان، باقی بگذارید. به دنیا نشان بدهید که به غیر از مدل‌شدن برای عکاسان مرد، به غیر از لاک و رژزدن، به‌جز صحبت‌کردن‌های غیرمفید، چیزهای دیگری هم بلدید. مردها به‌جز سکس‌کردن، بلدند که دنیا را در دست بگیرند؛ اگر می‌توانید، با جنگیدن و تحمل سختی، سهم خود را پس بگیرید و اگر نمی‌توانید، مردان را متهم نکنید.

   جنگیدن و پس‌گرفتنِ حق، از تاریخ و مردها دشوار است، و حرف‌زدن و متهم‌کردن و بی‌عملی، آسان‌.

کاش پدرها و برادرها هم کمک کنند تا بال و پرِ چیده‌شده‌ی دختران و زنان، به آن‌ها برگردد و دیگر جنس دوم و مفعولِ مفعول نباشند.


مهدیار دلکش

نظرات  (۹۸)

عذر ِ بدتر از گناه! موافقم.
منشا ِ این رفتار ها همه از ترس ِ آدم هاست
میترسند که تنها و بی تکیه گاه باشند، میترسن لذتی نداشته باشند
حتی میترسند از این که به "هیچ کاری نکردن" محکوم بشوند!
این ترس ها حتی تا جایی میروند که به حق خودشان خیانت میکنند!
هیچ درک نمیکنم
هیچ
پاسخ:
ترس
خیلی بده این ترسو بودن

زن ها خودشون مانع و سد راه خودشون بودند و هستند .

پاسخ:
وقتی خودشون کمک نکنن به عوض شدن جو، کی باید کمک کنه؟
من به این مطلب رای مثبت دادم. ولی کاملا موافق نیستم با حرفات. ویژگی نقد شما اینه که یکم پیازداغ رو زیاد میکنی که نقدت بیشتر مورد توجه قرار بگیره و البته بیشتر تاثیرگذار باشه. پسرها از اولین دفعاتی که متوجه بدنشون میشن توجهشون به بیرون از خودشون هست. دخترها هم از وقتی متوجه تفاوت بدنشون با پسرها میشن توجهشون به درون معطوف میشه. به نظرم این قضیه میتونه منشا خیلی از تفاوت ها بین زن و مرد باشه. تفاوت هایی که به نظرم شما نمیخوای جدی بگیریشون.
راستش با اون تعریفی که شما کردی، من تا الان با هیچ زن قوی توی زندگیم مواجه نشدم. و نمیدونم چه شکلی میتونه باشه!
یه کتاب داره اوشو به اسم "از سکس تا فراآگاهی" به نظرم کتاب خوبیه. الان برات ایمیلش میکنم. مردانی هستند که به انرژی جنسی به عنوان یک موهبت الهی و یک امر مقدس توجه دارند. اصلا اصلا هم هر چند روز یکبار و خواب و این چیزها توی کارشون نیست!
در کل به نظرم آموزش های نادرست جنسی (اصلا آموزشی توی مملکت ما نیست) بخش مهمی از این مشکلات رو منجر میشه. کما اینکه توی جوامع غربی به مراتب کمتر چنین مشکلاتی رو مشاهده میکنیم.
پاسخ:
این پست رو عمدا تند نوشتم. وقتی که کندروی شدیده، نیازه به تندروی.
از اون رفتار سن بلوغ پسر و دختر چه نتیجه ای میشه گرفت؟ که زنها منفعلن؟

من زن قوی دیدم ولی خیلی کم. 
ممنون از کتابی که فرستادی. میخونمش حتما.
موافقم که به لحاظ آموزشی و کلا مواجهه با سکس، کشور ما عقب مونده ست.
 اما دخترهای جامعه‌ی ما چه می‌خواهند؟ اکثرِ آن‌ها، پسری را می‌خواهند که نیازهای روحی‌شان را برای داشتنِ یک مرد، برطرف کند و خلاها و ضعف‌های شخصیتی‌شان را بپوشاند و برایشان خرج کند؛ اما از نیازهای جسمیِ خودش، حرفی نزند؛ چون در آن‌صورت، بی‌اخلاقی و ناپاکی کرده است؛ و این، یک خودخواهیِ بزرگ است.

دخترای جامعه ی ما شاید پسری رو بخان که اینایی که تو میگی باشه، ولی قسمت دومش، مطلقن به خاطر برخورد همین موجودات شریف تر! و اخلاقی تره!
نمیدونم چرا یه جوری درباره ی این چیزا مینویسی که انگار تو نیویورک زندگی میکنی و جامعه ات فارغ هرگونه محدودیت دینی اخلاقی شرعی سنتی و خرافاتیه!واقعن درک نمیکنم چرا از مدینه ی فاضله ات یه قدم بیرون نمیای و واقیت جامعه رو نمیبینی. فقط نشستی برچسب میزنی به دخترا که ضعیفن و از جنسیتشون به عنوان ابزاری برای پیشرفت و دوست داشته شدن استفاده میکنن!
مثلن اینکه دخترا اومدن و پسرا رو متهم به بی اخلاقی و ناپاکی نکردن و خیلی ام به بهتر شدنه حالش کمک کردن با ارضای نیازه خیلی مهمش!
تهش چی میشه؟
چنتا پسرو میشناسی که برای همچین دختری ارزش قائل باشن؟ چرخه، چرخه ی غلطیه! مقصرشم دخترا نیستن. مقصرش اتفاقن همین موجودات شریف تر و اخلاقی ترن.
یه بار دیگه ام بهت گفتم! تنازع بقاعه! زندگی هرروز ما زنا تنازع بقاعه!
درک کن که تو این جامعه و تو خیلی از جوامع دیگه، همین شما موجودات شریف فقط به فکر سکس بودین و هستین و همیشه ام خودتونو بقیه رو توجیه کردین که این مهم ترین نیازتونه! و باید ارضا بشه!
و دقیقن همیشه بعد از اینکه به هدفتون رسیدین نشستین کتاب و مقاله نوشتین درباره ی اینکه زن اگر بخاد میتونه فراتر از کلیشه های جنسیتی باشه و این داستانا!
کسی که ارضای جسمش فار اوی فرام ارضای روحشه، خیلی مونده تا درک کنه ظلم ینی چی!

پاسخ:
چیزی که هست رو که همه میدونیم. من از چیزی میگم که باید باشه و بشه. محدودیت هست ولی باید جنگید.
پس تنازع بقای شما میگه که مفعول باشید تا زنده بمونید؟ اگه اینه که شما راحت باشید.
سالروز در نظر گرفتن برای زن ینی جنس دوم بودن؟!
چه جوری به این نتایج میرسی واقعن؟!
تقویمای دنیا پره از سالروز برای زن و مرد و معلم و مادر و پلیس و آتش نشان و دکتر و پرستار! حالا از همه ی اینا رد شدی رسیدی به اینکه روز برای دخترا و زنا مشخص کردن ینی که اینا همیشه مظلوم بودن و مستعمره بعد یه روز براشون تعیین شده که حالا یه یادی هم ازشون بشه، دنیا خیلی masculineپیش نره؟
میدونی! تفکر پشت تک تک این جمله ها، به نظر من کوچکترین فرقی با همین مردایی که نقدشون کردی نداره! ینی صرفن کسی میتونه به این نتیجه برسه که مناسبته تقویمی برای زن در نظر گرفتن، نشان از "دوم" بودنش تو جامعس، که به اول و دوم بودن اعتقاد داشته باشه!


پاسخ:
روز جهانی زن داریم
ولی توی ایران هم زن داریم و هم دختر
و این یعنی یه توهین
روز مرد نداریم. روز پدر داریم. که مردا جشنی نمیگیرن.
چه افکاری !!!!
من نمیفهم توی کله پوک شما آقایون چی میگذره که اگر همین خانمها نبودن شما آقایون کجا بودید :|
اونایی که لوس حرف میزنن دخترایی با سن های پایین هستن مثلا نوجوونها
اینجورین چون اقتضای سنشون هست
اگه یه روزی به اسم دختر یا زن هست این به منزله ارزش گذاری هست مثه روز مرد یا روز جوان که ولادت علی اکبر(ع) به این روز نامگذاری شده
کجا سیر میکنید در هپروت؟
پاسخ:
:)
۲۷ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۳۶ فاطیما کیان
مهدیار جان خیلی تند نوشتی ... میتونم بهت بگم زن هایی هم داریم که قوه ی شهوت و سکس خواهی شون برابر مرد ها و شاید بیشتر هم باشه و مرد هایی هم داریم که به زن به چشم یک پشتیبان و تکیه گاه نگاه میکنن مثل مرد های روستایی خصوصا خطه ی شمال که زن های کشاورز حکم تکیه گاه رو برای مرد هاشون دارن و زندگی رو مدیریت میکنن ,اینجا نوشتی که "زن‌ها ادعا می‌کنند که مردها، در طول تاریخ به آن‌ها اجازه‌‌ی خودنمایی نداده‌اند و مدام از آن‌ها استفاده کرده‌اند" تاریخ رو خوندی پسر خوب؟ دیدی اجازه ی رای دادن به زن ها رو نمیدادن و یا حتی هنوز توی عربستان زن حق رانندگی نداره ؟ (زن های عربی که قانون مرد هارو میشکونن و رانندگی میکنن شلاق میخورن !)یا توی ایران خودمون زن قاضی نمیشه ؟ و کلی مثال که حوصله ی نوشتن و خوندن رو از همه میگیره ...
خب عزیز من کی جلوشون رو گرفته ؟ مرد ها و دلیلشون هم ضعف عقلی و جسمی زن بوده که خندم میگیره دارم اینو مینویسم ! ضعف عقلی و جسمی؟ اولی که رد میشه چون علم روانشناسی و لا غیر ثابتش کرده دروغه ! دومی هم اگر مرد قوی بود توی بعضی بیمارستان های اونور اب که میاد زایمان رو چند درصد ناچیزش رو برای مردی که خانومش پا به ماه هست با دستگاه شبیه سازی میکنن اینقدر وحشت نمیکردن از این درد و به قوت جسمی و قوی بودن زن ها افتخار نمیکردن !
"   چند شاعر و رییس‌جمهور و فیلسوف و موسیقی‌دان و ریاضی‌دان و به‌طورکلی، زن موفق و تاثیرگذار در جهان است؟ آن‌قدر کم که می‌شود نام‌شان را برد. همیشه مردها، قاعده‌ی دنیا بوده‌اند و زن‌ها، استثنایش." چندتا ؟ توی ایران شاید کمتر از جاهای دیگه باشه اونم به دلیل سیاست های غلط و تفکر غلط قدیمی ها خصوصا مرد های دهه 40 -50 که اجازه نمیدادن دخترانشون یا مدرسه برن یا اگرم رفتن فقط تا کلاس پنجم بلدن و میگفتن بی ناموسیه !

"  کلیپ‌ها و تبلیغات و پورن‌ها، پر شده‌اند از زنانی که خود را فروخته‌اند و مثل عروسک‌هایی در دست مردان پولدار، چرخیده‌اند. " ما کلیپ مرد و پسر های لخت گِی رو نداریم ؟! فکر نمیکنی دارن از جسم مرد ها هم استفاده ابزاری میکنن برای تبلیغات خودشون ؟ مرد ها و زن ها هردو همین حالا دارن زیر دست سرمایه گذاری های فیلم های پورن مفت عرضه میشن !
"   اگر استفاده از زور، برای بهره‌کشیِ جنسی از زن‌ها، یک استفاده‌ی ابزاری از قدرت مردانگی‌ست؛ لوس حرف‌زدن و نمایشِ غیرعادیِ اندامِ زنان هم، استفاده‌ی ابزاری آن‌ها از زنانگی‌شان است؛ و هر دو به یک‌اندازه زشت‌اند."
پس من به عنوان یک مرد میرم بادی بیلدینگ ؟ مرد ها بینی جراحی نمیکنن ؟ جراحی اندام جنسی برای بهتر نشون دادن اندام جنسی و جسمشون ندارن ؟ مرد ها خصوصا پسرهای نوجوون وقتی یه دختر میبینن بلند بلند نمیخندن و حرف از هزچیزی که فکر میکنن جلب توجه میکنه نمیزنن ؟مرد ها خوشتیپ نمیکنن ؟مرد ها سعی نمیکنن خوش صدا باشن و موسیقی ضبط کنن و بگن خواننده ان ؟ مرد ها عطر های خاص نمیزنن که زن ها خوششون بیاد ؟ دلیلش راز بقاست که هم توی زن ها به شیوه ی خودشون هست هم توی مرد ها برای جلب توجه جنس مخالف

"زن‌های قوی را دوست دارم؛ زن‌هایی که خوبی‌های زن‌بودن را نگه داشته‌اند و بدی‌ها و ضعف‌هایش را از خود دور کرده‌اند. زن‌هایی که خوبی‌های مردبودن را گرفته‌اند و بدی‌هایش را رها کرده‌اند.
   قبل از آن‌که زن باشید، انسان باشید و انتخاب‌هایی به غیر از سکس، برای مردان، باقی بگذارید. به دنیا نشان بدهید که به غیر از مدل‌شدن برای عکاسان مرد، به غیر از لاک و رژزدن، به‌جز صحبت‌کردن‌های غیرمفید، چیزهای دیگری هم بلدید. مردها به‌جز سکس‌کردن، بلدند که دنیا را در دست بگیرند؛ اگر می‌توانید، با جنگیدن و تحمل سختی، سهم خود را پس بگیرید و اگر نمی‌توانید، مردان را متهم نکنید."
کدوم انسانی رو میشناسی که فقط خوبی هارو ببینه ؟ این خداست که فقط خوبی هارو میبینه , ادم ها هم مرد و هم زن همیشه دنبال نقص جنس مخالفن ...
زن قوی تعریفش دقیقا چی میشه ؟ زن قوی توی ایران یعنی زنی که به مردی تکیه نمیکنه یعنی دختری که برای پول سعی میکنه بره هر روز مصاحبه بده و دنبال کار بگرده و جیب دوست پسر و شوهرش رو خالی نکنه یکی مثل دوستان من و لاغیر, زن قوی یعنی کسی که درس میخونه تا علمش رو بالا ببره , زن قوی یعنی زنی که به ظاهر و باطنش میرسه و تمیزو اراسته هست , زن قوی یعنی مادر ,یعنی مادر ها که یک عمر زندگی هارو توی بدترین شرایط حفظ کردن و وقت هایی که باید چمدون میبستن و از خونه برای خیانت مرد هاشون و بی پولی ها و بد دهنی ها بیرون میزدن, بیرون نزدن برای فرزند خودشون ایستادن و گفتن برم موقع ازدواج فرزندم میگن پدر مادرش مطلقه اند ! زن ایرانی یعنی این ! یعنی قدرت یعنی سپاسی که مرد های جدید ازشون نمیکنن یعنی فراموش شدن این زن ها توسط مرد و این حرف ها و قضاوت ها ...
شما هم قبل اینکه مرد باشید انسان باشید به سکس کمتر فکر کنید به عنوان یک مرد که اینو حق خودش میدونه ! نمیگیم فکر نکنین چون اینجور که شما میگی این حق مرده تمام وقت تمام اهدافش رو با سکس تنظیم کنه و به زن ها بگه تکیه گاه نخواین و چون ما فقط سکس میخوایم و اگر تکیه گاه بخواین زن نیستین قوی نیستین عروسکین !
"کاش پدرها و برادرها هم کمک کنند تا بال و پرِ چیده‌شده‌ی دختران و زنان، به آن‌ها برگردد و دیگر جنس دوم و مفعولِ مفعول نباشند."
پدر ها برادر ها و خودشما اقای محترم وعزیز که همسر و پدر اینده اید و ممکنه برادر هم باشید که فکر میکنم نیستید :)
میتونید با حمایت زنها شروع کنید یا اینکه مثل وزیر کشور به نماینده ی زن نگید برو خونه بچه داریت رو اشپزیتو کن ! این زن و امثالش دارن میجنگن نه ؟ پس حمایت میخوان برای بالا رفتن و لابد وزیر هم توی خونه غذا و سکس میخواد و زن باید مقام دولتیش رو ول کنه بره این کارو کنه و توقع حمایت و تکیه گاهم نداشته باشه ...
هدفم بحثی هست که نتیجه بده , کاملا دوستانه فکرم رو درباره ی بخش هایی از متنت رو نوشتم و امیدوارم ناراحتت نکرده باشم , موفق باشی مهدیار عزیز :)
پاسخ:
ممنون از وقتی که گذاشتی
در مورد استثناها حرف نزنیم. اکثر زنهای ایرانی (حتی مدعیان و به اصطلاح فمینیستهاش) دنبال تکیه گاهن. دیدم که میگم. حتی همین وبلاگنویسای معروف. از نزدیک میشناسمشون و میدونم که چطوریه جریاناتشون.
نیازی به تاریخ خوندن نیست. هنوز هم جامعه ی ما غارنشینیه. ولی میگم چرا زنها سکوت میکنن؟ یه روز زنهای عربستان با هم اعتصاب کنن. همشون. آیا میتونن همه ی زنها رو شلاق بزنن؟ موضوع اینه که زنا ترسو و منفعلن.

خب شما از اروپا و امریکا بگو. اونجا چندتا موزیسین زن معروف هستن؟ چندتا فیلسوف؟ چندتا رییس جمهور؟ چندتا شاعر؟ اونجا اوضاع بهتر هست ولی بازم اقلیتن زنها.

مردها خیلی کمتر توی کلیپها هستن. و اون هم بده ولی اکثر تبلیغات از خانومها و زنانگیشون استفاده میشه.

استفاده ی ابزاری در هر دو جنس بده ولی توی کدوم جنس بیشتره؟ توی زنها جراحی زیبایی بیشتره یا مردا؟ گفتم که از عموم حرف بزنیم و نه اقلیت. اگر در مردها هم هست زشته.

اگه خوبی زیاد باشه بدی به چشم نمیاد.

زن قوی زنیه که با بی نیازی به سراغ یه رابطه میره. زنی که خودش از پس نیازای خودش برمیاد. مرد قوی هم مردیه که برای سکس، رابطه برقرار نمیکنه و چیزای مهمتری براش وجود داره. مرد فقط این مردها و زنها رو به رسمیت میشمارم و باهاشون دوستی میکنم.

همیشه از دخترها و زنهایی که انسانن در درجه ی اول حمایت کردم و میکنم. و این پست رو برای مفعول مفعول ها نوشتم فقط.
ناراحت بشو نیستم من. خیالت راحت:)

با خیلی از خطوط این نوشته موافقم اما به طور مطلق هم قبولش ندارم.موافقم که بعضی زن ها شدن مثل عروسک،قبول دارم که خیلی از زن ها منفعل هستن،که تعداد زن های موفق از مردهای موفق کمتره...

اما شریف تر و اخلاقی تر؟!بر چه مبنایی؟

از تعداد بیشتر شاعران و موسیقیدانان و فیلسوفان مرد و تاثیر گذار نسبت به زن های تاثیر گذار چه نتیجه ای میشه گرفت؟با این طرز تفکر میشه گفت که تعداد مجرمان و قاتلان و جنگ افروزان مرد هم در طول تاریخ بیشتر از زن های مجرم و قاتل و جنگ افروز بوده...!از این چه نتیجه ای میشه گرفت؟!

من قصد ندارم انفعال وظلم پذیری زن ها در جامعه رو توجیه کنم اما هر تغییر رفتاری یک منشا جامعه شناسانه داره و مگر میشه مردها نیمی از جامعه رو که درصد بسیار قابل توجهیه جنس دوم خطاب کنه(یا حتی خطاب نکنه اما در ذهن خودش اون رو جنس دوم بدونه) و تاثیر این تفکر دوم بودن و قاعده ی دنیا نبودن و تاثیر گذار نبودنو به زن های اطراف خودش...به دخترش،به همسرش،به خواهرش...به طور غیر مستقیم القا نکنه؟؟؟!!!!!

مشکل جامعه ی ما اینه که تقسیم بندی ذهنیمون از نوع بشر طوریه که قبل از این که به انسان بودن و هم نوع بودن توجه کنیم به "زن" یا "مرد" بودن توجه می کنیم... این که بشر چقدر تونسته در طول تاریخ پیشرفت کنه برامون مهم نیست..مهم اینه که چه تعداد از افراد موفق تاریخ زن و چه تعدادی مرد بودن!!!!!

و تا زمانی که این طرز تفکر جنسیتی در جامعه اصلاح نشه اوضاع همین طور می مونه...

پاسخ:
شریفتر و اخلاقی تر بر این مبنا که مردها صادقانه تر برخورد میکنن توی رابطه ها. به استثناها کار ندارم.
زن ها معامله میکنن و از بین خواهان ها ، بهترین رو انتخاب میکنن ولی مردها یک نفر رو انتخاب میکنن و براش تلاش میکنن. 
از موفقیتهای چندین قرنی مردها چه نتیجه ای میگیرید شما؟
بله اون جنگها جزو نقاط منفی کارنامه ی مردهاست. ولی اگه زنها ضعیف نبودند، میتونستند که جلوی این جنگها رو هم بگیرن.
تاثیر داره نگاه مردها، ولی خب وقتی که زنها در باور و رفتار خودشون این رو پذیرفته ن و هیچ حرکتی برای تغییر اوضاع انجام نمیدن، مردها باید چیکار کنن؟ یعنی برای تغییر وضعین زنها هم مردها باید کاری کنن؟ آخر پستم نوشتم که پدرا و برادرها هم باید کمک کنن ولی موضوع اینه دخترا راضین الان. این بدبختیه.
اتفاقا من دنبال اینم که زن از آلت جنسی تبدیل بشه به انسان. الان فقط زنه و انسان نیست. خصوصا توی کشور ما. زنها عکساشون رو توی شبکه های اجتماعی نمیذارن معمولا. چرا؟ چون خودشون رو مفعول میبینن. توی آگهی ترحیم عکس زنها نیست. چون بعد از مرگ هم مفعولن هنوز.

طرز تفکر و اوضاع رو زنها باید عوض کنن با کمک مردها.
۲۷ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۳۶ بانو ف تک نقطه
بسیار تند بود لحنتون..مردهای بی سواد زمان قجر هم این ادبیات رو داشتند.. :) 

جوری بود که اگر با بعضی بخش هاش موافق هم بودم، 
با لحنتون مجبورم بگم که متاسفم برای این پست...



البته "من نظرمو میگم" شما هم محترمه :) 
پاسخ:
وقتی این پست رو مینوشتم میدونستم که مخالفتها زیاد خواهند بود. چون کسی که خودش مخاطب این نقده، قطعا خوشش نمیاد از این پست. اصولا هم برای خوشامد کسی نمینویسم. حرفی که فکر میکنم درسته رو میگم.
خیلی تند نوشتید ... خیلی ...
شاید با قسمتایی از متنتون موافق باشم اما اونقدری نیست که بشه با این لحن کنار اومد و گفت ...
شما طوری حرف میزنید که انگار مردا مظلوم ترین و زن ها ظالم ترین اعضای جامعه ان که نیازشون مردارو برطرف نمیکنن ...
به نظرم گفتنش بی فایده ست ...
تفکرتونُ درک نمیکنم ...
پاسخ:
از عمد تند نوشتم
نقدهای آروم، به اندازه ی کافی نوشته شدن و باید به مرحله ی بعدی رفت
کجای پست گفته که مردا مظلوم ترین و زنها ظالم ترینن؟
راستش شما با این پست نشون دادید که دست کمی از همه ی بقیه مردهای ما ندارید... 
پاسخ:
بقیه مردهای شما چه مشکلی دارن که من بخوام دست کمی داشته باشم یا نه؟
من راستش قبلا وبلاگ شما رو با عشق میخوندم... اما به مرور خیلی حرفاتون و اظهار نظراتون افراطی شد. به دلایل مختلف... اول از همه خودبزرگ بینی شما. امیدوارم بهتون برنخوره. همه ی آدمها یه حب ذات و خودمتفاوت بینی دارن بدون استثنا. اما این حس اگه یه ذررررره رو بهش داده بشه نتایج خوبی به بار نمیاره. امیدوارم از نقدم ناراحت نشید. من اصولا جایی زیاد کامنت نمیذارم. ولی دلم نیومد اینجا سکوت کنم به چند دلیل اول اینکه دوست داشتم بهتون یادآوری کنم که هنوز در آغاز راه اندیشه هستید و حکم دادن دراین مرحله نتیجه اش میشه عذرخواهی مثل اظهار نظر درباره ترک کنندگان بلاگفا...
دوم اینکه حرفاتون دراین پست انقدر برای من غم انگیز و دردآور بود... نه بهم برخورد نه عصبی شدم... فقط غمم افزون شد... چون یکطرفه بود. چون شما هیچوقت زن نبودید. هیچوقت در ذهن و روح و جسم یک زن نبودید تا قضاوت کنید. چون تک تک جمله هاتون محل اشکال بود. و حرفای من خیلی زیاد...
بازم امیدوارم ناراحت نشید. و فکر کنید به حرفام. خواه پند گیرید خواه...........
پاسخ:
خودبزرگ بین نیستم حقیقتا. این رو نزدیکانم میتونن بگن. اینجا هم حرفی از من نیست. از زنهای مفعوله.
قطعا اول راه اندیشه هستم ولی شما خوبه که حرفم رو نقد کنید به جای نقد شخصیت من.
کلی حرف زدن آسونه.
من آدم ظلم پذیری نیستم حتی اگه ذهن و جسم و قلبم زن بشن. این رو مطمئنم.
اشکالات جمله هام رو اگه بگید ممنون میشم.
ناراحت هم نمیشم با کامنت کسی. وگرنه وبلاگ نویس نمیشدم. خیالتون راحت.
خیلی ها نمی خوان مفعول مفعول باشن
ولی افراد جامعه‌به‌ سرد بودن‌‌ متهم‌شون می کنن‌.‌ حتی همون هایی که گفتن 
عشوه گری و عرض اندام نکنید چون حرومه گفتن باید این کار رو‌بکنید تا شوهرتون‌‌ 
تامین شه. یه سر به دادگاه های خانواده بزنید. 
این قانون ها رو‌ مردها نوشتن برای‌زن ها. 
اینکه زن ها این قانون ها رو چشم و گوش بسته قبول کنن سر تا پا اشتباهه
اینکه به دخترهاشون که از جنس خودشونن هم همین و یاد میدن اشتباهه
ولی قانونش باید عوض شه تا حتی اونایی که تحت تاثیر جو ان و چشم و گوش بسته قبول می کنند مفعول مفعول باشن هم عوض شن. ولی خب در جهت تامین نیازها و‌احتیاجات‌ خودشون مردهای قانون نویس زن های چشم و گوش نبسته:) رو‌به سرد بودن متهم‌می کنن و حتی به شوهرهاشون هم اجازه ی هر کاری میدن
پاسخ:
ربطی بین سرد بودن و مفعول مفعول بودن وجود نداره.
گرم بودن و مفعول نبودن، قابل جمع اند.
گرم بودن غیر از عشوه گری ه.
قانون باید عوض شه و این زنها هستن که باید عوضش کنن
۲۸ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۳۵ بانو ف تک نقطه
نه از ابتدا مخالف نیازهای همسرم بودم، نه رقاصه ام،و نه اهل متهم کردن یک جنسیت خاص... 
بنابراین مخاطب پست قرار نمیگیرم حتی اگر زن باشم... و به همین دلیل مخالفتم به مخاطب بودن یا نبودن مرتبط نیست..بحث، بحث ادبیات نوشتاری شماست..
قبلا خونده بودم کسی که فحش میده و فریاد میزنه،در درون میدونه اگر آروم بگه همون حرفو، همه میفهمن که حرفش اشکالاتی داره.. بنابراین با بهم زدن جو، سعی در پوشوندن ایرادات حرفش داره... 
متن شما پر از فریاده.. همراه انبوهی از تحقیرها و توهین ها که بی شک، چیزی جز افراطی دیدن شما نبوده..

پیشنهاد میکنم دیگران رو دعوت کنید به جنسیتتون احترام بذارن.. و به درکتون..و قلمتون.. 
نقدهای مودبانه تر و کم توهین تر، تاثیر گذار ترن آقای دلکش... 

یک جایی نوشته بودید اطرافیانمون رو باید انتخاب کنیم، 
بر حسب میزان هامون، 
متاسفم که فکر میکنم تا اینجا اشتباه کردم... 


در پناه خدا
موفق باشید 
پاسخ:
یعنی با نیاز همسرتون هم قصد داشتید که مخالف باشید؟
بدی ماها اینه که همیشه خودمون رو بری میدونیم. بعید نیست که همه ی خانومها، این پست رو به خودشون نگرفته باشن و خودشون رو جزو مخاطبینش محسوب نکنن. چون همیشه ما خوبیم و بقیه بدن.
میتونم لیست کنم براتون که چرا خود شما هم جزو این دسته هستید. ولی بنا به این کار ندارم.
توهین و تحقیر رو هم خود زنها در طول تاریخ به خودشون کرده اند و من فقط بازگوش کردم. تقصیر من چیه که زنها عریانی رو پذیرفته ن و مفعولی رو دوست دارن؟

خوشحالم که میزان شما متوجه این نا هم وزنی شد

دو جا این به قول شما شوهرجویی منو آزرده،

یکی وقتهایی که ناچار به انجام کاری مشترک با یک پسر شده­ام و هم­قطارهام گوش و چشمشون تیز شده که در این بین چه چیزی در حال وقوعه؛ با اینکه در رفتار برام فرقی نداشته با پسر طرفم یا دختر و با اینکه هم­قطارهام میدونن که تصمیم به ازدواج ندارم و بنابراین در هیچ کسی دنبال شوهر نمیگردم، این باعث میشه دلم بگیره. آرزو دارم دختر و پسرهای ایران، بعنوان انسان و فارغ از سایر مسائل با هم مراوده میکردند، دخترها سعی نمیکردن مقبول باشن و پسرها تصور نمیکردن هرکی باهاشون راحته، میخواد به اصطلاح، تورشون کنه!

دوم آدمایی- آدمهایی که سرگرمیشون وارد کردن سرشون تو زندگی دیگرانه- که موقع حرف زدن درمورد دخترای بالای 30 سال مجرد، "زبون بسته" و "آخی" چاشنی حرفشون میکنن بدون اینکه اصلاً علت رو بدونند یا اینکه طرف اصلاً دلش میخواسته ازدواج کنه یا نه؟ الان راضیه یا نه؟ تنها راهکارم دوری کردن از این آدماس.

کلاً از فکر کردن و روبرو شدن با سکس (اولین باره تایپش میکنم) همیشه طفره رفتم و آرزو داشتم (میدونم هرگز برآورده نمیشه) که کاش تو دنیا، سکس اینقدر مهم نبود که حتی گاهی بین مطالب حاصل از یک سرچ علمی ! و یا تو یه وبلاگ دوست داشتنی هم، بهش بر بخوریم.

یه سوال، مطمئنی اینکه دنیا دردست مردهاست بخاطر بزرگ فکر کردنشونه و ربطی به زورگوییشون یا دلایل دیگه نداره؟ ;-)

راستی: "تاثیرگذار" بودن زنها شاید گاهی توسط مردها کمرنگ جلوه داده شده و شاید گاهی، پشت صحنه بوده.

راستی 2: اگر جنگیدن زنها نمودی در جامعه نداشته شاید بخاطر نجنگیدنشون نبوده بلکه شاید مدتهای زیادی از عمرشون به جنگیدن و اثبات کردن خودشون به جامعه­ی کوچکتر خانواده صرف میشه. 

پاسخ:
آرزو دارم دختر و پسرهای ایران، بعنوان انسان و فارغ از سایر مسائل با هم مراوده میکردند، دخترها سعی نمیکردن مقبول باشن و پسرها تصور نمیکردن هرکی باهاشون راحته، میخواد به اصطلاح، تورشون کنه!

این امید منم هست. کاش اتفاق بیفته

منم به عنوان یه پسر، دوست داشتم که نیاز جنسی اختیاری میبود. و خیلی کمرنگتر از چیزی که الانه. تا به مسائل مهمتر برسه آدم. ولی خدای این جهان، طور دیگه ای صلاح دیده

اینکه دنیا دست مرداست، چندتا عامل داره. مثلا اینکه فیلسوف زن نداریم، ربطی به زورگویی مردا داره؟ یا موزیسین زن نداریم تقصیر مرداست؟ توی زمینه های سیاسی آره شاید بشه گفت زورگویی مردا. ولی همین ظلم پذیری زنهاست که مردا رو پررو کرده.

چرا زنها باید پشت صحنه باشن و نه جلوی صحنه؟ من در مورد جلوی صحنه حرف میزنم. وقتشه جلوی صحنه هم بیان.

نمود نداشتن جنگیدن زنها به خاطر کوچیک فکر کردن عموم اونهاست. و همین پذیرفتن و رضایت دادن اکثریت، اون خواص رو هم خسته میکنه.
جدای از تمام اشکال هایی که به این متن هم جنس پرستانه میشه گرفت،باید بگم زدن این حرف ها نیاز به پژوهش ،مطالعه ی دقیق تاریخ و جامعه شناسی و روان شناسی داره...اصلا یه آدم عادی با مطالعات و مشاهدات عادی اگر یک درصد انصاف و عدالت داشته باشه متوجه میشه حق اینطور برچسب زدن را نداره...امیدوارم رشد کنید..
لطفا بیشتر مطالعه و درک کنید.
پاسخ:
کاش اشکالاتش رو بگید به‌جای کلی‌گویی
این‌که زن‌ها در طول تاریخ ناموفق و ظلم‌پذیر بوده‌ن یا این‌که نیاز به تکیه‌گاه دارن، نیاز به چه تحقیقی داره؟
زن‌ها پر از برچسب‌هایی هستند که خودشون به تنشون زده‌ن و راضی هم هستند ظاهرا.
من هم برای شما آرزوی رشد و درک دارم.
نمی تونم بگم با پستت موافقم و یا نه!
زن هایی این چنینی که میگی هستن و البته مردهایی اینجنین هم ... و از هر دو جنس این گونه افراد زیاد هستن و البته تر هرکسی وقتی حرف میزنه واقع بینیش کم رنگ میشه و فکر میکنه تافته ی جدابافته است و خودش عالیه و بقیه... که شما گویا خود و تمام مردها رو در یک گروه و رده میدوند...
شاید از نگاه یک مرد ایده آل این متن رو  نوشتد (که واقعا خودتون چقدر به اون مرد نزدیکید رو نمی دونم) اما چندتا مرد این گونه اند؟! همونقدر کم که زن ایده آل هست..
چنتا مرد هست که واقعا به درک روح رسیده؟! چنتا مرد هست که به تعالی روح رسیده و اعتقاد بهش داره؟!
مردها همونی رو انتخاب می کنن که بهش اعتقاد دارن، حتی همین به اصطلاح مرد های موفق هم زن متعالی رو انتخاب نکردن، چرا؟ چون متعالی نبودن، از نگاه تک بعدیشون چیزی رو شاید به درجه ی اعلا رسوندن ولی آیا در تمام بعد های زندگیشون عالی هستن؟!
زن ها سیاست مدار نشدن، زن های هنرمند نتونستن خودشون رو به اثبات برسونن، چرا که اتحاد زنان در برابر جنس مخالفشون وجود نداشته، چرا که همیشه یک جای کار می لنگیده چرا که همیشه یک احساس لعنتی وجود  داشته که خائن به هم جنس شده!
چرا که همیشه مردی بوده که از نمایش ناتوانی خودش ریشه ی خیانت و حقارت رو در زنی شکل داده، چرا که مرد ترسیده از اینکه قوی نباشه از اینکه زنی که از بچگی تو گوشش خوندن جنس ضعیفه ازش جلو بزنه!
فراموش نکن زنهایی که سال ها مجبور بودن با اسم مستعاره مردانه فعالیت کنن، یادت نره مردهایی که اثر های زن هاشون رو به نام خودشون به ثبت رسوندن و اینم گوشه ی ذهنت داشته باش که همه ی اینها به خاطر روح رشد نیافته ی مردانی هست که ادعای ایده آل بودن داشتن....

من معتقدم اگر مردها واقعا آنگونه که ادعا می کنن بودن و به تعالی روح و این جور چیزا فکر می کردن جامعه ی انسانی تری داشتیم.... و اگر زنان امروز خودشون رو اینقدر پایین آوردن که باعث تاسف هم جنس های خودشون هم شدن به خاطر سطح پایین توقع و نیاز مردهاست...
پاسخ:
یعنی شما میگید که چون مردایی که روح رو بفهمند، کم‌اند، زن‌ها باید مطابق با خواسته‌ی مردها مفعول باشند و عروسک؟
با چه پشتوانه‌ای میگید که مردهای موفق، زن‌های بزرگ رو انتخاب نکرده‌ن؟
اگر هم مردهای موفق، تک‌بعدی باشند، اون بعد رو به بالاترین سطح خودش رسونده‌ن. اما زن‌ها همون یک بعد رو هم تونسته‌ن به جایی برسونن؟
درسته. زن‌ها متحد نبودن و مهم‌تر از اون، شجاع نبوده‌ن برای تغییر اوضاع.
خیلی بده که زن‌ها اوضاعشون و بالارفتنشون بستگی به مردا داشته باشه. به این فکر کنید که مردها مثل این چندین قرن، بخوان که زن رو جنس دوم نگه دارن و قدرت دست خودشون باشه، پس تغییری ایجاد نخواهد شد.
سلام مهدیار
عجب!
پاسخ:
سلام:)
دست وردار از این جمله ی " چون مخاطب این پست بودی، ناراحت شدی" 
مثلن که تو فحش رو انداختی زمین صاحبش ورداشته؟
اگر فک میکنی فقط " کسایی که مفعولِ مفعولن" والبته خودشونم خبر ندارن! قراره به حرفت واکنش نشون بدن، بذا منم بت بگم به نظر منم فقط یه مفعولِ دنبالِ مفعول میتونه این چیزا رو بنویسه و این جوری فک کنه.
پاسخ:
اتفاقا این نوع برخورد دقیقا ثابت میکنه حرفای این پست رو. بدون تحلیل و احساساتی و از نوع کودکانه‌ی «خیلی بدی میرم به بابام میگم»
برخوردای خانوما زیر پست، من رو به یاد کاریکاتوری انداخت که مسلمونا رو وحشی نشون می‌داد و مسلمونا برای اعتراض بهش، کارای وحشیانه کردن و اون کاریکاتور رو ثابت کردن با عکس‌العملشون.
فقط یک خانوم برخورد منطقی و جزئی با این پست داشت و اون هم خانوم کیان بود که جملات پست رو نقد کرد و پاسخش رو هم گرفت.
شما وقتی توی وبلاگتون به‌جای هستم، مینویسید هسدم، خودتون رو مخاطب این پست نمی‌دونید، بعد حتما من باید خودم رو مخاطب این پست بدونم.
یه مفعول، هیچ‌وقت جرات نوشتن این پست رو نداره، بلکه برای تنازع بقا، اون چیزی میشه که دیگران می‌خوان.
من برای خودم کافیم اما اگه دوستی از جنس مونث بخوام انتخاب کنم، یه‌دختر فهمیده و بزرگ انتخاب می‌کنم.
هاهاهاها!
بامزه بود! هسدم و هستم ، یه فاکتوره خیلی بزرگه واسه تشخیص اینکه کی مفعوله!

دوس دارم که اینجوری انقد ساده فک میکنی، انقد ساده نتیجه میگیری انقد ساده نتایجتو مکتوب میکنی. خیلی برام جالبه واقعن.
نمیدونم واقعن همیشه به نظرم میاد معنی دقیق چیزایی که مینویسی رو نمیدونی! جوابایی که به کامنتامو دادی بخون!
مردا روز مردو جشن نمیگیرن؟ زنا روز زنو جشن میگیرن؟
بعد چون مردا جشن نمیگیرن و زنا جشن میگیرن، ینی مردا اولن زنا دومن؟
بحث سره جشن گرفتنه؟
اصن حرف من جشن و شادی نیس! دارم بت میگم همه چیو به هم ربط نده! دارم میگم روزای توی تقویم ربطی به این نداره که کی کجاست و چیکار میکنه!

حرف از جنگیدن با محدودیت میزنی.
محدودیتایی که میشه باهاشون جنگید، ساده ترینشون میشن خرافات، میشن سنت ها، برای تغییر هر یک سنت، هفت نسل لازمه بگذره تا کاملن اون سنت از بین بره! هفت نسل میدونی ینی چن سال؟

میگی که یه مفعول نیستی و یه مفعول جرات نداره اینا رو بنویسه، ولی من بت میگم یه مفعولی و اتفاقن یه مفعولی که نمیدونه مفعوله اینا رو مینویسه، چون تو درگیره اینی که مشخص کنی کی اوله کی دوم! دوس داری ثابت کنی به این دلیل و اون دلیل مردا بهترن! داری از خودت دفاع میکنی. کاری که همیشه کردی. حتا در جواب خانم کیانم، همین کارو کردی. ینی حتا برخورد منطقی، حتا دلیل آوردن و مقایسه ی جز به جز جمله هات هم، باعث نمیشه یه قدم بری عقب و از یکم دورتر نگا کنی به چیزی که نوشتی.
نقد میکنی، ولی نقدشدنو قبول نمیکنی. اینکه استدلالت ناقصه، مقایست از بنیان غلطه، تفکرت خامه، واقیته.
چه قبولش بکنی چه نکنی.
حرف از برخورد منطقی با نوشته ات نزن پس، آدمی که خودشو منطق همه چی بدونه، با هیچ منطقی، مطلقن هیچ منطقی، متوجه غلط بودنه چیزی که میگه نمیشه.
مهدیار، هر کجی، میتونه کاملن راست باشه، اگر به موازاتش وایسی.

پاسخ:
فقط «هسدم» مشکل شما نیست
یه نگاه کلی که انداختم به وبلاگتون تصمیم گرفتم که ادامه ندم این بحث رو
رجوع شود به پست  شهریوریا فلانن و همین طور اون دو خط که در مورد پسرای اسفند ۶۳ و مابقی نوشتید. و انقدر حالم بد شد که ادامه ندادم وبتون رو.


ملومه که نیس.

من و مشکلاتم خیلی وخته که از "چه جوری نوشتن و چه جوری گفتن"،

 از "بر اساس وبلاگ آدما قضاوتشون کردن"،

خیلی وخته که از "قضاوت کردن آدما"،

از نقد کردن "چیزایی که خیلی کم دربارشون میدونم"،

 رد شدیم!

پاسخ:
از کوزه همان تراود که در اوست
از وبلاگ میشه سطح دغدغه‌ی افراد رو فهمید.
هیچ‌وقت ندیدم که شاگردای زرنگ از امتحان بترسن و هیچ‌وقت ندیدم که آدمای سطح بالا از قضاوت بد بگن.
فقط اونایی که میترسن، شخصیت پایینشون برملا بشه و زیرسوال بره میگن که قضاوت نکنید و همه خوبن و مثل همن و از این مدل حرفا.
شما به تحلیلاتون در مورد پسرای اسفند شصت و سه ادامه بدید.
توی وبلاگم درباره ی خودم مینویسم، ولی نه همه ی خودمو!
وبلاگ نوشتن، وبلاگ نویس بودن، چیزیایی که مردم توی وبلاگشون مینویسن، هیچ وخ محل استنادم نبوده.

کاش حداقل همون پستم تا اخر میخوندی، تویی که آدما رو از رو نوشته هاشون قضاوت میکنی.

آدمای سطح بالایی که تو دیدی که از قضاوت بد نمیگن، هنوز به اون سطح نرسیدن که بدونن "هر آدمی برای رسیدن به نقطه ای که الان توشه، راهای طولانیی رو رفته، و خیلی چیزا رو تجربه کرده که بقیه نمیدونن"
پس سطحشون انقد بالا نیست که درک کنن با قضاوت کردن، با فقط الانِ آدما رو دیدن، نمیشه درباره شون چیزی گفت.
اونا هنوز تو لِوِل اِستارِترن!

کسی که میگه قضاوت نکن و میترسه شخصیت زیر سوال بره، "ترس" اش از ضعف نیست. ترسش از فهمه!





 

پاسخ:
همون یه قسمتی از خودت هم بالاخره جزوی از توئه؛ تنها جزئی که امکان دیدنش برای من هست و با بقیه‌ی جزها نمیتونه تفاوت معناداری داشته باشه. مثلا کسی که میگه پسرای اسفند شصت و سه به بعد فلان، نمیتونه یهو مثنویمولانا رو هم تفسیر کنه. که اگه میتونست ، اصلا از همچون چیزی نمی‌نوشت.
از وبلاگ میشه فهمید طیف طرف در چه محدوده‌ایه. ولی دقیق نمیشه فهمید.
خیلی بده که نتیجه‌ی راه‌رفتن و طی‌کردن مسیرتون، اینجایی باشه که بگید شهریوریا فلان.
راستش درباره ی کلیت نوشته نمیخوام صحبت کنم، صحبت و بحث کردن درباره ی چندتا مساله ی چندوجهی توی یک کامنت کار ساده ای نیست.

فقط یک موضوع:
"  چند شاعر و رییس‌جمهور و فیلسوف و موسیقی‌دان و ریاضی‌دان و به‌طورکلی، زن موفق و تاثیرگذار در جهان است؟ آن‌قدر کم که می‌شود نام‌شان را برد. همیشه مردها، قاعده‌ی دنیا بوده‌اند و زن‌ها، استثنایش."

 دوست دارم "موفق" و" تاثیر گذار" رو برام تعریف کنید. گمون می کنم این سوال به اندازه ی عمر ِ بشر قدمت داشته باشه و فکر نمی کردم تنها یک پاسخ براش تعیین شده باشه. ظاهرا شما اون یک پاسخ رو دارین، لطفا به من هم بگید.
پاسخ:
موفق و تاثیرگذار یعنی افرادی که تونسته‌ن توی رشته‌ی تخصصی‌شون، شماره‌ی یک بشن و چیزی بر اون رشته بیفزایند ، طوری که هربار به عنوان مثال از موسیقی حرف می‌زنیم، از باخ و بتهوون حرف میزنیم و یا در ایران از شجریان حرف میزنیم. کسانی که تبدیل به برند آن رشته می‌شوند و دلیل این برندشدن، توانایی و دانش و بینششون هست. از افراد جریان‌ساز حرف میزنم.
حالا شما برای من زن‌های جریان‌ساز و موفق رو توی این زمینه‌ها نام ببرید. تعدادشون چقدره؟
حالا انقد درگیر پسرای اسفند شصت و سه به بعد نباش!
پسرای آبان شصت هشت، خیلی خوب مثنوی تفسیر میکنن.
نمیدونم چرا به جای تفسیر مثنوی، میشنن به قضاوت آدما از رو وبلاگشون.

یه جوری میگی اگه فلان پس بهمان، انگار خودت داری همچین کاری میکنی!

تو تو وبلاگت چی مینویسی؟

اینکه من تو وبلاگم کی چی مینویسم، بستگی به حاله اون قسمته وبلاگ نویسم داره، نمیگم دوتا چیزه متفاوته، ولی وبلاگ نویسی، واسه من مونو لوگه.
زندگی دیالوگه.

از رو وبلاگ هیچی نمیشه فهمید.
هروخ تونستی به نقطه ای برسی که از همصحبتی تو دنیای واقعی با یه آدم، تشخیص بدی نویسنده ی کدوم وبلاگه، اونوخ بیا اینجوری فک کن که از وبلاگ میشه فهمید طیف طرف تو چه محدوده ایه!

پاسخ:
خوشبختانه آدما رو از ماه و سال تولدشون قضاوت نمی‌کنم. خیلی وقته که به این درک رسیدم. نگران من نباش. جالبه که از ماه و سال میشه قضاوت کرد ولی از وبلاگ نمیشه:) عالی هستی تو.
و اگه من نتونم توی زندگیم جریان ساز بشم و برند رشته ی تخصصی خاصی بشم تاثیر گذار و موفق نیستم؟ خب این تعریف شماست. من اینطور فکر نمی کنم. 
به شخصه برای من موفقیت تحصیلی و شغلی و غیره دغدغه بوده، حتی اگه به قول شما "موفق" نشده باشم به هر حال دغدغه اش رو داشتم، ولی خیلی پیش میاد که احساس کنم توی بسیاری از موقعیت ها مادر ِ تحصیل نکرده ی من از من و یا از خیلی های دیگه باهوش تر و تاثیر گذار تر بوده، هر چند موسیقی دان، فیلسوف و ریاضیدان، رئیس جمهور و ...نبوده. اسمش هم توی هیچ روزنامه یا سایتی منتشر نشده. 

پاسخ:
من از موفقیت و تاثیرگذاری توی جامعه حرف میزنم. بله در دنیای شخصی شاید توفیق‌هایی حاصل بشه ولیاین مرحله رو مردها هم دارند و اگه موفق‌تر نباشن، چیزی کم ندارن از زن‌ها. مرحله‌ی ببعدی، جریان‌سازی و برندشدن‌ه که زن‌ها نتونسته‌ن به این مرحله پا بذارن و مردها معمولا توش موفق بوده‌ن.
دلیلش؟ شاید بزرگ‌فکر‌کردن و جاه‌طلبی مردها و زودراضی‌شدن و ازدواج‌کردن زن‌ها.
از این گفتم که زن‌ها از به قول شما هوششون استفاده می‌کنن و بالفعلش نمیکنن در سطوح‌بزرگتر
متوجهم راجع به چی حرف میزنید، ولی متوجه نگاه شما نمی شم.
چطور می تونیم با جرئت بگیم مادر شدن _ که حتی  خود من شاید نخوام تجربه اش کنم یا جرئتش رو نداشته باشم_ ارزشش کمتر از رئیس جمهور شدنه؟ میخوام بدونم این خط کش رو از کجا آوردید؟ 
 فکر می کنم ما داریم توی یک سیستم بزرگ زندگی می کنیم که هرچیز از کلی چیز دیگه تاثیر می پذیره یا روشون تاثیر می گذاره. فکر نمی کنید این مردهای جریان ساز و به قول شما "موفقیتشون" ممکن بوده به نحوی تحت تاثیر افرادی باشه که شاید خودشون جریان ساز نبودند ؟ و اون افراد میتونند زنها باشند، نه؟
من فکر می کنم نمیشه ساده به قضیه نگاه کرد و نتیجه گیری کرد.
پاسخ:
یعنی شما معتقدید که زن‌ها فقط باید مادری کنند و یا زنِ یه آدم برند باشند؟ و همین، نقش زن‌هاست؟
زن‌ها نباید فیلسوف و ریاضی‌دان و شاعر و ... بشن؟
بله به احتمال زیاد، زن‌ها هم کمک کرده‌اند در پشت صحنه به مردهای موفق
ولی آیا نباید زن‌هایی هم در جلوی صحنه باشند و مثلا این‌بار مردی در پشت‌صحنه باشه؟
برخلاف برخوردایی که در این پست شده، حرف‌های من برای پس‌گرفتن حقوق و کرامت زن‌ه و ضد‌زن نیست. بلکه ضدمفعول و منفعل‌بودنه.
خوشبختانه آدما رو از ماه و سال تولدشون قضاوت نمی‌کنم. خیلی وقته که به این درک رسیدم. نگران من نباش. جالبه که از ماه و سال میشه قضاوت کرد ولی از وبلاگ نمیشه

من کسی رو قضاوت نکردم. گفتم به نظر من اینجوریه! و هنوزم خلافش ثابت نشده. یه تجربه ی شخصیه از مواجهه با ادمای این مدلی. پیش فرضه! قضاوت نیس.
میگم که بعضی وختا به نظرم میاد معنی دقیق چیزی که میگی نمیدونی، اینم الان یه نمونش! قضاوت یه چیزه، پیش فرض یه چیز.


خیلی بده که نتیجه‌ی راه‌رفتن و طی‌کردن مسیرتون، اینجایی باشه که بگید شهریوریا فلان.

جایی ننوشتم شهریوریا فلان!

پاسخ:
پیش‌فرض!

کاش می‌نوشتی شهریوریا فلان. تیتر زده بودی رفیق باس شهریوری باشه. با همین ادبیات:)

در کل آرزوی موفقیت دارم برات
و راستش موضوع دیگه ای که باهاش موافق نیستم تو نوشته هاتون کلا مساله ی استریوتایپ کردنه.

"بله در دنیای شخصی شاید توفیق‌هایی حاصل بشه ولیاین مرحله رو مردها هم دارند و اگه موفق‌تر نباشن، چیزی کم ندارن از زن‌ها." 

آمارتون رو از کجا میارید؟ تک تک مردها و زن ها رو بررسی کردید و ازشون پرسیدید؟ یا صرفا بر اساس تجربه ی شخصی خودتون و آدم هایی که دور و برتون هستند این رو میگید؟ که اگر مورد دومه، من فکر می کنم مشت نمونه ی خروار نیست.
پاسخ:
شما طبق هر شاخصی که دوست دارید، بگید که توی کدوم قسمت، زن‌ها موفق‌ترند. توی پذیرش دانشگاه‌ها فقط به نظرم میرسه. اون هم رشته‌های انسانی. وگرنه رشته‌های مهندسی رو پسرا قرق کرده‌ن.
من طبق تجربه‌ی خودم و چیزی که میبینم توی جامعه حرف میزنم. ثروت و کار هم اگه شاخص موفقیت باشن، باز هم مردها پیشن. چون زن‌های خانه‌دار زیادن.
دستمزد زن‌ها کمتر از مردهاست. و این هم باز توهینه به زن.
شما اگه از مشت و تجربیات خودتون بگید ممنون میشم.
من همچین حرفی زدم واقعا؟! از کجای نوشتم این برداشت رو کردید؟
فکر می کنم حداقل چندبار اشاره کردم که تو زندگی شخصی خودم ترجیح من این نیست حداقل! ولی معتقدم آدم ها حق دارند نقش خودشون رو انتخاب کنند، و مقایسه ی اهمیت نقش افراد کار ساده ای نیست! 

پاسخ:
من برداشت نکردم. فقط سوال پرسیدم و الان فهمیدم که پاسختون نه هست.
بله همه حق دارند که تصمیم بگیرن نقششون چی باشه و خب در طول تاریخ، تصمیم زن‌ها بر انتخاب پشت صحنه بودن، بوده. اکثرشون تصمیم گرفته‌ن که برند و درجه‌یک نشن. به همون موفقیت شخصی بسنده کرده‌ن.
از اینکه بحثو به جایی رسوندی که بگی من ادبیاتم جوریه که باید برم درستش کنم و بعد بیام باهات در مورد اینکه قضاوت چیه، پیش فرض چیه، مفعول کیه و آدمای سطح بالایی که قضاوتو بد نمیدونن، واقعن وجود دارن، کمال تشکرو دارم.

من با این ادبیات، با هسدم و با رفیق و باس،خیلی خیلی جلوترم از تویی که "زن بودنو" دوم بودن میدونی و معتقدی باید برا اینکه از این حالت درش بیاری، بجنگی.
خیلی خیلی جلوترم از تویی که فرق خیلی چیزا رو هنوز نمیدونی و دربارشون پستای 160 خطی مینویسی.
خیلی خیلی جلوترم از تویی که به جای جواب دادن به چیزی که ازت پرسیدن، مغلطه میکنی،

من برات آرزوی بینش ژرف تری دارم. آرزوی دیدن آدمای سطح بالای واقعی. آرزوی دیدن روی واقعی زندگی. آرزوی اینکه یه روزی برسی به جایی که درک کنی، واقعن و با تمام وجودت درک کنی، زن و مرد، قبل از هرچیزی و بعد از هرچیزی انسانن. و انسانها رو نمیشه فارغ از چارچوب هایی که جامعه براشون تعیین کرده، فارغ از چیزایی که بر حسب دین و جغرافیایی که توش زندگی میکنن بهشون تحمیل شده، قضاوت کرد.
اینکه نیاز انسانها رو برحسب چارچوب هایی که براشون تعیین شده و نقش خیلی خیلی کمرنگی در تعیین شون داشتن، خیلی وختا اصلن نقشی نداشت، نقد کنی، خیلی خیلی ساده لوحانس.
اینکه فک میکنی، زن بودن به آسونیه مرد بودنه، بزرگترین اشتباه همه ی عمرته. بزرگترینش.
اینکه فک میکنی زنا تو همه ی تاریخ ضعیف بودن و توسری خور و مفعولِ مفعول، اینکه جریان سازی و فیلسوف بودن و شاعر و ستاره بودنو، فراتر و مهم تر از مادر بودن و مادر خوب بودن، میدونی، بزرگترین و غلط ترین اشتباهته.
من برات آرزوی بینش ژرف تر دارم.
آرزوی درک مفهوم کلمات. بار معنایی چیزی که میگی.
پاسخ:
ممنون از دعاهای خوبت
امیدوارم بینشم ژرف‌تر و ژرف‌تر بشه واقعا
برای تو همین رو می‌خوام و برای همه‌ی زن‌ها.

وقتی دو نفر توی دوتا طیف مختلفن، بحثشون نتیجه‌ای نداره. چون که ارتفاع پروازها و نگاه‌ها فرق داره.
به‌خاطر همین فقط با بعضی‌ها بحث می‌کنم.
خیلی خوشحالتر می‌شدم اگر که نزدیک‌تر می‌بود دنیاهامون. ولی نیست. تو داری ژاپنی حرف می‌زنی انگار و من لهستانی. تعاریفمون فرق داره از زن، قضاوت و ..
خوب و خوش باشی
ببینید من در این مورد که مقصر اصلی نگاه جنسی مرد ها به زن ها خودِ زن ها هستن کاملا با شما موافقم. در خیلی از موارد خواست خود زن بوده که اینطور بهش نگاه بشه و ارزشش رو بر اساس چه چیزایی تعیین کنه ... جسمش یا شخصیت و روحش ...
اما اون چیزی که نمیتونم درک کنم اینه که شما موفقیت رو در رسیدن به رشته ای خاص و سرآمد شدن بین رقبا و ... میدونین. شما دارید تفاوت های ذاتی زن و مرد رو نادیده میگیرین ... موفقیت یک زن لزوما نباید طبق تصوری که شما از موفقیت دارید باشه! وقتی از دامن زن مرد میتونه به معراج بره ، خودِ همین موفقیت بزرگی برای زنه ... شما فقط به حضور زن ها تو جامعه نگاه کردید و بر این اساس چنین تعریفی رو بیان کردین.
از نظر شما زن و مرد کاملا باید شبیه هم باشن و مثل هم عمل کنن اما همون خالقی که خودتون میگن مردو اونطور آفریده ، تفاوت های زیادی بین زن و مرد قائل شده برای ایفای نقش مکمل شدنشون ... تعریف من از موفقیت یک زن چیزی نیست که شما میگید.
تعیین جنس دوم بودن زن با توجه به تفکیک روز زن و دختر هم به نظرم بی معنیه ... دلیلتون قانع کننده نیست آقای دلکش :))
پاسخ:
یعنی شما موفقیت زن رو در دامنش میدونید؟ یعنی ذات زن، دامن و عروج فرزند ازشه؟
یعنی زن نباید توی جامعه به موفقیت برسه؟

من نگفتم که مثل هم باشن. چون مثل هم نیستند. ولی میگم که اول باید انسان باشن هر دو و بعد زن و مرد. نه اینکه زن باشن و زن.
من دلیلی نمی بینم اینقدر این دو گروه رو مقابل هم قرار بدم و ضعف ها و توانایی های یکی رو به رخ دیگری بکشم. [ در حاشیه بگم کهمتوجه منظورتون از این جمله ها نمیشم
" توی پذیرش دانشگاه‌ها فقط به نظرم میرسه. اون هم رشته‌های انسانی. وگرنه رشته‌های مهندسی رو پسرا قرق کرده‌ن.
احساس کردم شما برتری دادین به رشته های فنی نسبت به انسانی که متوجه نمیشم چرا، و اینکه به نظرتون چرا این اتفاق افتاده اصلا؟]

 مشکلی ندارم شما از مشت خودتون بگید و من هم از مشت خودم، اتفاقا این رو دوست دارم و فکر می کنم باعث میشه دامنه ی دیدمون وسیع تر بشه، اما تعمیم ویژگی هایی که تو اطرافمون دیدیم رو نمی پسندم. 
ظاهرا خواننده ی دیگتون تو کامنت بالا هم همین کار رو کردن، منتها راجع به ماه تولد نه جنسیت! ولی به نظرم جنس هر دو کار یکیه. 

ظاهرا شما باز اصرار دارید جلوی پرده بودن رو معادل با درجه یک بودن بگیرید که من دلیلش رو متوجه نمیشم.
 به هر صورت حرفامو زدم من، مرسی بابت جواب ها.
پاسخ:
کلا دخترها با ریاضی مشکل دارن انگار. مسئله ی مهمی هم نیست البته
بهتر بود از کرسی های دانشگاه حرف میزدم

خب شما از مشت خودتون نگفتید. آیا فرق داره مشتتون؟

این که شما برای یه نفر (همسر یا فرزند) مفید باشید بزرگتره یا اینکه برای چندین نفر و چندین میلیون نفر؟
من فکر میکنم اتفاقی که میفته اینه که این آدمای موفق، سودی رو به عموم جامعه میرسونن و این کاستن از درد و رنج میلیونها آدم ارزشمندتر از کاستن درد یک نفره.
آقا من یه بار این متن رو خوندم ،حوصله ندارم دوباره بخونمش:)))
فقط یه سری نکات هست که به نظرم می رسه که بگم.اول اینکه زن و مرد غیر از تفاوت هایی که با هم دارند که باعث می شه شکل پرداختنشون به هر مساله ای هم با هم متفاوت باشه،نمیشه در موردشون حکم کلی صادر کرد.کلا من با حکم های کلی مشکل دارم:))در همان بحث های حقوق زن یه زمانی نظریه پرداز هایش می گفتن زن بایستی این شکل رفتار یا این منش رو داشته باشه و یک سری فاکتورهای مشخصی رو در نظر می گرفتند.ولی بعد ها تمام این ایده ها که بیشتر انتزاعی بودند و با واقعیت منطبق نبودند جای خودش رو داد به نگرش تازه داری که از "بایستی این گونه باشند"،عبور کرد و رسید به"انتخاب" و اهمیت دادن به تفاوت های شخصیتی که در زن ها وجود داره و عملا داشتن انتظار رفتاری یکسان از همه آن ها مردود شد.به نظرم اینکه زنی تصمیم بگیره فیلسوف بشه یا نشه مادر باشه یا نباشه به انتخاب خودش بایستی صورت بگیره.مسیله اینجاست که متاسفانه الگوها گاهی تحمیلی بودند و مسلما تحمیل دو وجه داره هم نیروی فشار و هم منفعل بودن فرد پذیرنده،ولی واقعیت اینه که این اتفاق رخ داده و الگوها به این جنس از نوع تحمیلی بوده و شده.اینکه در طول تاریخ زنان فیلسفو دانشمند یا به طور کلی جریان ساز چرا تعدادشان کم بوده؟به غیر از دلایلی که شما گفتید که کم کاری خانم ها بوده و...به نظرم بخشیش به خاطر این بوده که نقش زن ها و کارشون چندان جدی گرفته نشده هم از جانب کسانی که تاریخ می نوشتند و هم از جانب متخصصان و اهل فن و شرایط مساوی برای رقابت بین دو جنس در عرصه علمی وجود نداشته که بخواد نتایجش قابل اعتنا باشه.داشتن انتظارات یکسان به نظرم در نظر نگرفتن تفاوت هاست.این از این.اینکه خانم ها می توانند از نقش جنسیتی عبور بکنند و به نقش انسانی برسند؟این سوال درستی هست و متاسفانه فیلم های تبلیغاتی رقابت برای زیباتر شدن و تاکید روی جنسیت زنان که اندام اونها رو بخشی از کالای فروشی،مثل بطری شامپاین و..نشان میدهند بیانگر این هست که هنوز نگاه به زن ها از مرحله جنسیت عبور نکرده...
یه چیزای دیگه هم می خواستم بگم،فراموش کردم:/
پاسخ:
اگه بخوای تفاوت شخصی رو بیاری وسط، یعنی پذیرفتی که زنها جنس ضعیفترن. چون نتیجه ی همه ی این تفاوت ها یه چیز یکسان بوده و اون هم انفعال بوده. چرا همشون با وجود قدرت انتخاب، مادر بودن رو انتخاب باید بکنن؟
بله این عوامل هم تاثیر داشته ن ولی سهم اصلی رو باید به زن ها اختصاص داد.

مردهای پولدار ترجیح میدن که همین نگاه رو داشته باشن ولی زنهان که باید جلوی این نگاه رو بگیرن
اینکه چرا عبور نکرده؟خانم ها قادرند در این زمینه تاثیر گذار باشند کما اینکه تلاش هایی هم کردند و می کنند تا این نگاه تغییر بکنه اما مبارزه کردن با برخی باورها هم تلاش دسته جمعی رو نیازمنده و هم زمان می بره.
پاسخ:
بله نیاز به زمان داره اما باید ادامه داد
مرسی

پاسخ:
:)
البته انقدرها هم که میگن تند نبوده ها نظر خودته و میتونی هرطور که میخوای بگی ولی بذار یه چیزی بگم از دید یه جنس مخالف خودت 
فکر نکن اینکه زن ها بیشتر به فکر ارضای نیازهای روحیشون هستن به فکر ازضای نیازهای جنسیشون نیستن تو اینجا اشاره میکنی کهه مردها نیاز جنسی شون بیشتره اما به نظر من اینطور نیست نیاز جنسی یه نیاز فیزیولوژیکیه که تو هرم مازلو پهلوی نیاز به غذا و آب و خواب قرار میگیره اما اینکه چرا تو کشور ما دخترها به این نیاز نه میگن دقیقا برمیگرده به فرهنگ اعتقادات و تفکرهای فاسد جامعه شاید زن جنس دوم باشه اما باید قبول کنی که خودش کمترین دخالت رو توی این موضوع داشته سهم بیشتر بیشترشو جامعه بهش القا کرده چون اگه اینطوری نبود زن های تمام دنیا باید مفعول مفعول میبودن اما میبینی که همه جای دنیا اینطوری نیس چون جامعه و تفکر جامعه شون اینطوری نیست

پاسخ:
یه نمه تند بود
توی ایران سرکوب میکنن نیازشون و بعد کم کم ضعیف میشه نیازشون که اشتباهه این کار.

نیلوفر من سهم بیشتر رو به خود زنها میدم و سهم کمتر رو به مردها. توی اروپا هم تا یه قرن پیش مردایی مثل مردای ایران بودن. اما زنها جنگیدن و یاد دادن گه چه جوری باید باهاشون رفتار بشه. کاش زنهای ما هم این کار رو بکنن
در ضمن شما اینکه زنی تو شبکه های اجتماعی از خودش عکس بذاره رو پیشرفتی برای نگاه انسانی به یک زن میدونید؟! این چه منطقیه !!
پاسخ:
پیشرفت نیست
کف و حداقلشه
هر آدمی اسمی داره و چهره ای
همون طور که موقع عقد، شناسنامه ی گل رو نمیدیم به عاقد، توی پروفایل هم نباید عکس گل و این چیزا رو گذاشت.
زشته به خدا.
خب آقای مهدیار متاسفانه وقتی رسیدم که همه حرفاشونو زدن و شما هم جواب هاتونو دادید.هرچند کسی که حرفی داشته باشه ، میزنه....در کل ترجیح دادم به جای سکوت بگم مرسی بابت این پست . هر چند که نوشتتون مخاطبش ماها بودیم و شاید تند بود یا هرچی...ولی خوشبختانه کل این پست و کامنت هاشو بخوایم جمع بندی کنیم خیلی به دردمون خورد...لااقل از نظر من خیلی جای فکر کردن داشت و همین جای شکر داره...خیلی کم پیش میاد این مدل نوشته ها و بحث ها گفته بشه .مرسی(:
پاسخ:
ممنون از شما
خوشحال که جای فکر داشته حرفام
:)
یه چیزی که بعد از خوندن این 35 تا کامنت به ذهنم رسید این بود که اگه شما یه تحقیقی میکردید یا اگه یه مقایسه ای میذاشتید به نظرتون بهتر نبود ؟نمیخوام بگم اشتباه بود یا درست به هر حال نویسنده شمایید و جای امر و نهی کردنی نیست.ولی  این جوری یه طرفه مخاطب قرار دادید ، باعث میشه اونجوری که باید و قصدتون بوده ، تاثیرشو نذاره و مثلا ادمو ناخوداگاه به سمت مخالف کردن و دلیل اوردن ببره...میدونم که براتون شاید اهمیتی نداشته باشه کسی مخالف باشه یا به کل منکر کل داستان بشه ولی اگه یه قصد یا هدف خاصی از نوشتن دارید به نظرم فکر کنید به یه سری مسائل...
پاسخ:
درست میگید
تحقیق علمی میتونست تاثیری بیشتری بذاره.
ولی همین پست هم اگه کسی بی تعصب نگاه کنه میتونه پذیرفتنی باشه.
نمیدونم من با توجه به اینکه هنوز به معنای واقعی به مرحله ی پختگی و به قول معروف دنیا دیدگی نرسیدم نمیتونم هیچ حرفیو بطور قطعی بگم که بعدش پشیمون بشم از بابتش ولی چیزی که نمیفهمم اینه که عموم این زن هایی که شما نام بردید و اکثریت زن هارو هم مثلا تشکیل میده ، مقصر همه ی این حرفایی که شما نسبت دادید فقط خودشون بودن یعنی؟! زمان حالو اگر کنار بگذاریم از گذشته خیلی چیزا هنوز مونده...اون موقع چی؟! این به قول شما مفعول بودن خواست خودشون بوده؟! یا اینکه اکثریت ادمای تاثیر گذار یا به قولی درست حسابیه دنیارو جنس مذکر تشکیل داده ، یعنی زن ها قدرت و تواناییشو نداشتن یا بهشون این فرصت کمتر داده شده در مقایسه با مردها...این نظرم جنبه ی نقد و این حرفا نداره....فقط حقیقتش گیج شدم.چون در مقابلش اون زن هایی که موفق از آب در اومدن مگه زن نبودن ؟ اشکال از اون اکثریته بوده حتما...موندم واقعا...
پاسخ:
خیر
عوامل دیگه هم هست
ولی عامل اصلی خودشونن.

اون زنهای موفق از اراده ی خودشون استفاده کرده ن و احتمالا مردی داشته ن که کمک کرده به اوج گرفتنشون. شاید هم نه.
به نظر من زنها بالقوه میتونن ولی بالفعلش نمیکنن.

اول از همه ممنونم که جواب کامنت منو با حوصله و مفصل دادین..

زن ها معامله میکنن و از بین خواهان ها ، بهترین رو انتخاب میکنن ولی مردها یک نفر رو انتخاب میکنن و براش تلاش میکنن.
"بهترین" بودن یه مسئله نسبیه ،اون شخصی که یه مرد انتخاب میکنه و براش تلاش میکنه قطعا بر اساس المان های اون مرد "بهترین" بوده.
 
از موفقیتهای چندین قرنی مردها چه نتیجه ای میگیرید شما؟
این که روی هدفشون راسخ تر بودن،شکست ناپذیر تر بودن و معتمد به نفس تر.طبیعتا همین جسارتی که اکثر زن ها نداشتن هم منجر به موفقیت بیشترشون شده و من اصلا منکر این موضوع نیستم.هر چند که با اون بخش جوابتون که گفته بودین اگه زن ها ضعیف نبودن میتونستن جلوی این جنگا رو بگیرن هم موافق نیستم.
نوشتم که پدرا و برادرها هم باید کمک کنن ولی موضوع اینه دخترا راضین الان. این بدبختیه.
بله یه سری دخترا این وضعیتو پذیرفتن اما تعداد کسانی هم که از این شرایط راضی نیستن هم کم نیست.مسئله پذیرش شرایط هم چیزی نیست که به سرعت تغییر کنه هر پدری باید از بدو تولد دخترش این دیدگاهو بهش منتقل کنه در مورد  بعضی چیزهایی که برای زن ها ارزش محسوب میشه درحالی که واقعا ارزشمند نیست باید تجدید نظر بشه تا کم کم این باور تغییر کنه. وقتی یه باور تو جامعه پذیرفته میشه سرزنش کردن نسلی که اون باورو پذیرفته فایده  ی خیلی زیادی نداره چون خیلی طول میکشه تا ذهنیتی که مدت ها جا افتاده تغییر کنه. 
 
زنها عکساشون رو توی شبکه های اجتماعی نمیذارن معمولا. چرا؟ چون خودشون رو مفعول میبینن. توی آگهی ترحیم عکس زنها نیست. چون بعد از مرگ هم مفعولن هنوز.
عکس شما گوشه ی وبلاگتون هست،احتمالا پروفایل تلگرامتون(اگر تلگرام داشته باشید که احتمالا دارید) هم عکس داره.تا حالا شده یه خانم مثلا اشتباهی با شما تماس بگیره و بعدش شمارتونو تو گوشیش سیو کنه و عکس تلگرامتونو ببینه و بگه ببخشید آقا مهدیار من شما رو دیدم و چهرتونو پسندیدم میشه با هم آشنا بشیم؟!
برای من پیش اومده!در حالی که عکس تلگرامم یه عکس کاملا معمولی بود با حجاب(یه شال سرمه ای ساده ی ساده) و بدون هیچ گونه آرایش و لب های غنچه شده و چشمای خمار!اون وقت کسی که نمیشناختم زنگ زده،شماره ی منو سیو کرده و سیل اس ام اس و پی ام که من شما رو پسندیدم بیا با هم آشنا بشیم.
من نمی دونم شما چه حسی پیدا می کنید در این شرایط ولی به من احساس ناامنی دست میده وقتی یه مرد اینطوری بهم ابراز علاقه میکنه!به خاطر همین ترجیح میدم عکس اکانت تلگرامم گل باشه و عکس اکانت اینستاگرامم که امن تره  و قابل کنترل تره یه عکس دور و کوچیک از خودم(تو فالووراتون هستم)که لااقل این طوری پسندیده نشم.فرهنگ جامعه خیلی در حرکت های افرادش و مرزهایی که برای خودشون تبیین می کنن موثره.
بعد از مرگ هم باور بعضی مرداست که زن ها رو مفعول واقع میکنه نه خواست خودشون.
 
ضمنا کامنتای منو با لحن عصبانی نخونید!!!(:
من عصبانی نیستم و بحث های این چنینی هم دوست دارم.
پاسخ:
ممنون از شما به خاطر وقتی که میذارین

انتخاب زنهای جامعه ی ما عموما منفعلانه ست. یعنی زنی حاضز نمیشه از پسری که دوستش داره خواستگاری کنه. چون پذیرفته که باید مفعول باشه.

بله میدونم که خیلی طول میکشه تا این تفکر عوض بشه. منم سعی کردم تلنگرم محکمتر باشه تا بلکه به فکر بیفتن.
این اتفاقی که شما میگید یه بار برام افتاد. ئ من خیلی محترمانه گفتم که اشتباه گرفتید طرفتون و در نهایت مجبورم کرد که بلاکش کنم. این اصلا منطقی نیست که به خاطر یکی دو تا آدم دیوونه ما سبک زندگیمون رو عوض کنیم. مثل اینه که یه نفر توی خیابون به شما متلک بگه و شما دیگه نرید بیرون از خونه. شما چرا خودتون رو جریمه میکنید؟ بلاک کردن رو برای همین مزاحمین ساخته ن دیگه. شما با محدود کردن خودتون، به اون مزاحم نشون دادید که چه قدرتی داره و اون میره سراغ نفر بعدی تا قدرتنمایی کنه.
بله مردها هم بعضیاشون، زن رو مفعول میخوان.

نه اتفاقا کلمه هاتون عصبانی نبودن:)
سلام ...

مطلبتون رو خوندم یه جاهایی دلم میخواست یه چی درشت بهتون بگم:Dیه جاهایی هم تحسین و تصدیقتون کردم..
مطالب وبلاگتون رو خیلی وقته میخونم ولی هیچ وقت نظری نمیدادم ..الان خواستم یه صحبت کوچولو بکنم..

دوست خوبم .. همونقدر که زن سطح پایین داریم مرد سطح پایین هم داریم..
همه جا همینطوره هم ایران هم کل دنیا..

اینکه مردها موفق تر بودن به خاطر اینه که تو کل تاریخ بهشون بیشتر بها دادن امکانات و موقعیت بیشتر داشتن..
زن ها هم میخوان بیشتر تو جامعه مطرح باشن ولی جامعه ی ما(این ی واقعیته) امکانش رو نمیده.. من خودم شاغلم و میدونم خانوم ها با چه سختی سعی میکنن هم زندگی خانوادگیشونو حفظ کنن و هم تو جامعه ی امروز زندگی کاریشونو هم داشته باشن.

:)
پاسخ:
سلام

در اینکه مرد سطح پایین داریم هیچ شکی نیست. ولی اینکه به همون اندازه باشه رو شک دارم.

ببخشید کیا به مردا بیشتر امکانات دادن؟ خودشون زورشون بیشتر بود و امکانات رو در اختیار گرفتن دیگه.
معلومه که مردا نمیخوان قدرتشون رو از دست بدن ولی این به این معنی نیست که زنها تلاش نکنن.
 /کلیپ‌ها و تبلیغات و پورن‌ها، پر شده‌اند از زنانی که خود را فروخته‌اند و مثل عروسک‌هایی در دست مردان پولدار، چرخیده‌اند./اگه یه چرخ کوتاه توی سایت یوتویوب بزنید ، مثلا حتی اگه تا حالا وارد اون سایت نشده باشید اولین چیزهایی که به چشم میخوره ویدئو کلیپایی هست که از به قول خودشون gay boy ها گرفته شده . شاید قبلا اکثریت با زن ها بود اما الان تو این یه موردی که شما نام بردید مردها بعید میدونم کمتر باشن ، با توجه به اینکه الان پورن استار این مدل فیلم و تبلیغا یه پسر ایرانیه...! درحال حاضر از هر دو جنس شاید به طور مساوی این سواستفاده عملی میشه...یه نگاهی هم به اطراف بندازیم از دختر و پسرها این نکترو میشه فهمید. 
پاسخ:
من فکر نمیکنم که گی ها کارشون اینقدر گسترده شده باشه
زن ها ولی از قدیم تر ها بوده ن
مردها هم کار بدی میکنن اگه خودشون رو میفروشن
ما هم مردیم ولی تا به حال توی خواب ارضا نشدیم. خوش به حال شما که چنین قابلیتی داری. به ما هم یاد بده.
پاسخ:
فقط یه مرد میتونه از بین این همه جمله و کلمه، دست بذاره روی این قسمتش!

شما به یه اورولوژیست مراجعه کنید.
نوشتت تند بود لحنش ولی خب دلیلشو گفتی.
بنظر منم تصیر خودمونه. یه متن از جرگه ی دیوانگان میخوندم که زنهای اروپایی چه ستم هایی کشیدن برای حق رای و حق های عادی، از اعدام و شکنجه و کلی چیز دیگه. و زن های ایرانی فقط نشستن تو خونه و حتی پول کافه و رستورانشونم دوست پسراشون حساب میکنه و اعتراض دارن که چرا حقشون تو این مملکت خورده میشه!! اکثریت کسایی که دور منن (و من دومین دانشگاه کشور رشته ام برق بوده) تهش دغدغه شون این بوده که چی بپوشم تو این مهمونی که فلانی ازم خوشش بیاد به قصد ازدواج بیاد جلو!!!من دارم از دخترای مهندس برق کشور حرف میزنم که این دغدغه هارو دارن. دخترای فامیل هم که کم نیستن واقعا جنس دومن. هیچ تلاشی ندارن برای قوی بودن و مستقل بودن. زن هایی که عکس تو تلگرام نمیذارن چون شوهراشون دوست نداره و به این کار افتخار میکنند! زن هایی که تو مصاحبه ی شغلی لباسی میپوشن که سوتینشون از زیرش معلوم باشه. زن هایی که آرایش زنای فاحشه رو دارن ولی با گشت ارشاد موافقن. زنایی هنوز تو مسئله ی زن دوم گرفتن مرد، هم جنس خودشون رو مقصر میدونن. خیلی دیدم مهدیار. و بیشتر حرفاتو قبول دارم. از نقدهای مسخره هم ناراحت نشو. معمولا وقتی یه صفتی رو بهم میگن که دارم، عکس العمل بد نشون میدم...
پاسخ:
ممنون رعنا
منم همین رو میگم. که باید سختی کشید و جنگید. همه میگن که اوضاع سخته. مردا فلانن. پس هیچ کاری نکنیم. باید هزینه داد.
زیاد دیدم این دخترا رو. و خب چه جور میشه به اینا گفت که جور دیگه باید بود؟
نترس من پوست کلفت شدم بعد از این همه سال نوشتن و نقد کردن و نقد شنفتن. صبرم زیاده و میتونم از پسش بربیام:)
سلام
خونه جدید مبارک
اگه بخوام مختصر نظرمو راجع به این پست بنویسم میگم:
با کل حرفایی که نوشته شد موافقم، اما نه به این خاطر که صرفا برای خوشایند مهدیار اینو گفته باشم. من به عنوان یه دختر ایرانی خیلی از این مسئله رنج می برم که چرا ما اینقد با ذهن شرطی شده بزرگ شدیم!
 و در حال حاضر شرایط مردها رو بهتر از زن ها میبینم ولی ناگفته نماند که بنظرم اگه یه زن بتونه از ذهن خودش بگذره کامل تر از یک مرد میتونه باشه، اگر که بگذرد...
و خب تعداد این زن ها واقعا کمه. ما چنتا مثل رابعه داریم؟

پاسخ:
سلام
ممنونم:)
ذهن شرطی شده رو خوب گفتی
کاملتر نه ولی میتونه مثل مردها موفق باشه.
سلام  :)
روز جهانی زن داریم
ولی توی ایران هم زن داریم و هم دختر
و این یعنی یه توهین
صرفا در ایران به خانوم ها توهین نمیشه.یه سری کلمات تو زبان انگلیسی که یه زبان جهانیه میشه پیدا کرد که رسما توهین محسوب میشن.مثل استفاده از کلمه ی Mrs به عنوان زن و کلمه یMissبه عنوان دوشیزه.حالابعدها یه گروه از فمینیست ها کلمه ی Ms رو به واژگان انگلیسی اضافه کردن به جای دو کلمه ی قبلی. این در حالیه که برای آقایون تنها کلمه ی Mr به کار می برن.
پس قضیه توهین به خانوم ها رو نمیشه به یه مملکت اختصاص داد. :)
پاسخ:
سلام
درست میگید شما ولی روز دختر نداریم اونجا
به علاوه اینکه کاش توی ایران هم در حد کلمه بود فقط
مشکل ما در عمله. یعنی یه عده ای حتی آرایش صورتشون رو میذارن برای وقتی که زن شدن!
فکر می کنم همه ی خانوما،حتی اونایی که الان زیر این پست مخالفت شدیدشون رو نشون دادن،تا حدی منفعل بودن جنس زن رو قبول داشته باشن ولی خب دوست ندارن به عنوان یه ضعف (که نسبتا بزرگ و دردناک هم هست) بهش اعتراف کنن.     
اگه بخوایم واقع بین باشیم این که زن ها قرن هاست که جنس دوم ند (نه فقط در یک کشور و فرهنگ خاص، بلکه جهانیه این قضیه)، نمی تونه همش تقصیر مرد ها باشه و حتما زن ها هم خودشون مقصرند.
این که بعضی دخترا از ترس سوء استفاده عکس و مشخصات کاملشونو توی شبکه های اجتماعی نمیگذارن، یا برعکسش که بعضی دخترا عکسایی از خودشون share میکنن که تاکید روی " ویژگی هاو جذابیتهای جسمانی زنانه" داره و اجازه میدن هر کامنتی زیر پستاشون ثبت بشه، این که تو قرن 21 م بعضی دخترا هستن که "خنگ بودن" رو جذابیت میدونن، این که حتی خود دخترا جک های تلگرامی درمورد احمق بودنشون رو پخش می کنند و بهش میخندن و ... نشون میده که خودمون هم مقصریم البته که مردهایی که نگاه سوء استفاده به زن ها دارند،لایک کننده ها و کامنت گذارنده ی زیر اون پست ها،مردهایی که این جک ها رو میسازند و نشر میدن،با آزارهای جنسی به شکل های مختلف روح و جسم زن ها رو له میکنند، هم مقصرند و طبیعی و قوی بودن نیروی جنسی مردانه حق توجیه این قضایا رو نداره. 
"منفعل" یعنی کسی/چیزی که تاثیر پذیرفته و بله! خانوم ها باید قبول کنن که بعد از قرن ها مورد استفاده ی ابزاری قرارگرفتن و تلاش مردها برای حذف نسبی شون از جامعه(حالا با هر هدف و علتی!) این تاثیر رو پذیرفتن. 
اصلا وجود مکتب فمینیسم (به این معنایی که الان رایجه) یعنی زن ها یه جورایی قبول کردن که جنس دومند و برای اثبات خلافش دارند می جنگن. چرا یه مکتب جهانی و پرسر وصدای احقاق حقوق مردانه نداریم؟!چون مردها به جای داد و بیداد حقشون رو از همون اول گرفتن و اجازه ی ضایع شدنشو ندادن و البته که حالا هم احتیاجی به فریاد زدنش ندارن!
من با مفهوم کلی پست شما موافقم، فقط اینقد تند و قطعی و صریح نمیشه حکم صادر کرد که"آی زن ها چنین باشید و چنان کنید و حقتون رو از مردا پس بگیرین!" یه مدل شعاری داره و فقط گفتنش آسونه!
بعد ازین همه مدت طولانی نمیشه با یه نهضت انتحاری و ناگهانی (هرچند همه ی زن ها توش شرکت کنن)، کل قضیه رو عوض کرد.مرد ها هم باید کمک کنند،درست به اندازه ی زن ها تو این نهضت شرکت داشته باشن تا زن ها هم دست از ترسیدن و انفعال بردارند.این یه فرآیند سخت و طولانی مدته
به امید این که دنیا جای بهتری برای زندگی "همه" باشه :)
پاسخ:
ممنون از این کامنت خوب
البته من نوشتم که کار سختیه و طول میکشه و حتی گفتم که پدرها و برادرها کمک باید بکنن. ولی مشکل اصلی اینه که خود زنها اراده ای برای تغییر اوضاع نشون نمیدن. این پست هم برای ایجاد این اراده نوشته شد. برای فکر کردن به این که آیا این وضع، خوبه و نباید عوض بشه؟

سلام و : ).

"خدای این جهان، طور دیگه ای صلاح دیده"، درواقع بعنوان دنباله­ی جمله­ی خودت، درست بود اما دلیلی برای حرفی که من زدم نیستش این. خدا یه تمایل در وجود آدمها گذاشته، برای بقای نسل و به قول تو برای محکم شدن رابطه (هرچند این یکیو درک نمیکنم. بگذریم) اما تا این حد برجسته شدنش اول بخاطر گرایش اکثریت آدمها به جسم عوض ماوراء و بعدش بخاطر اینه که منافع مالی و لذتی عده­ای که قدرت داشته­اند در این بوده و متأسفانه اون اکثریته هم زیر بارش رفته­اند.


پاسخ:
: ) و سلام
رابطه ی جنسی بین دو نفر که هم رو دوست دارن، آرامش و نزدیکی بیشتری میاره.
توی کشور ما یه کم تبدیل به مشکل و اولین مشکل شده. و خب دلیلش هم دین و سنته. وگرنه نباید مسئله باشه.
سلام:-) 
دستتون درد نکنه آقای دلکش. اثری که باید میگذاشت رو گذاشت. حداقل برای من.
بازم ممنون:-) 
پاسخ:
سلام
خوشحالم از این بابت:)
سلام.
فکر کنم یادت باشه که ازت خواستم راجع به دختر بودن برام بنویسی. اون روزا فکرم واقعا درگیر چیزی که هستیم و چیزی که باید باشیم بود. دلم می خواست مدل ذهنی همه آدمای اطرافم رو بدونم و تقریبا از ۳۰نفر از اطرافیانم خواستم برام بنویسن. بعد از خوندن نظرات بقیه فکرم درگیرتر و درگیرتر شد. حالم بد و بدتر شد و سوالام بیشتر و بیشتر و تصمیم گرفتم مطالعه م رو بیشتر کنم. الانم مشغول خوندن کتاب جنس دومِ سیمون دوبووار هستم و امیدوارم بتونم مقاله ها و کتابای بیشتری رو در این زمینه بخونم و کاری فراتر از نقد کردن انجام بدم( به منظور نگیر، می دونم کژتابه، واقعا خوابم می آد و نمی تونم بهتر برسونم، می دونم می فهمیش :) ).
یادداشتِ تو خوبه. خیلی هم خوبه. اما مهدیار عزیز، بیشتر مخاطبان من و تو، همون عموم زن هایی که تو می گی، رهگذرند، عام هستند. با این سبک نوشتن، وقتی که ما رو به خوبی نمی شناسن فقط یک گارد دفاعی می دیم دستشون. فقط مجالی برای گفتگوها و بحث های به هیچ کجا نرس درست می کنیم. می دونم که در درجه اول انسانیت برای تو مهمه. می دونم که نوع زن بودن و طرز فکر جنس مقابل تو هم جز دغدغه هاته و برای همینم بهش می پردازی اما به نظرم کمی بیشتر بخون و کمی بیشتر تحلیل کن و کمی بیشتر با دوستانِ هم فکرت تجزیه کن و بعد اعتقاد و نقد و راه حلت رو ارائه بده. روی راه حل به شدت تاکید دارم چون چیزی رو زیر تیغ نقد بردن ساده ترین کار ممکنه. امیدوارم نگی راه حلش اینه که هفتادوپنج میلیون ایرانی روزی ۵۰ صفحه مطالعه کنند. خیلی قشنگه و ممکن هم هست. اما راه خیلی درازیه، خیلی دوره! مثلا من از نظام آموزش رسمی ایران( چه مدرسه و چه دانشگاه و چه ضمایمشون که همون کلاسای خصوصی و فوق برنامست) نفرت دارم. اما چاره ش مسلما نرفتن به مدرسه و دانشگاه نیست. یا حتی با قدمای بزرگ و گنده نمی شه مشکلی رو حل کرد. چون خواهی نخواهی مدرسه توی وجود ملت ریشه دوونده و به همین راحتی ها نمیشه از پس پدر و مادرها بر اومد. نمی شه بشون فهموند فقط دکترا و مهندسا و وکلا پولدار می شن. نمیشه بهشون فهموند باید به فکر آینده بود، همه چیز مادیات نیست، همون لحظه ای که شما عکس خردسالی فرزندتون رو می بینید و آه می کشید که این غافله عمر عجب می گذرد در این جا هم صدق می کنه، شما می رید و بچه هاتون هم، اما تاثیری که می گذارن چه خوب چه بد تا سال ها و شاید هزاره ها و چه بسا قرن ها می مونه.‌ واسه همین، حس من به تاتی تاتی رفتن بهتره. آموزش اثربخش از رده های پایین، آموزش اجباری والدین نه تئوری های مسخره و امتحان های مزخرف و تهدید بلکه تدریس اصولی و روانشناسانه توسط معلم های خوب و دغدغه مند و خیلی چیزای دیگه.
جواب یکی از سوالام رو توی کتاب جنس دوم گرفتم. رفتارهای من به عنوان یک زن، همون حرکاتی که زنانه و یا دخترانه خطاب می شن، خندیدن و طرز حرف زدن و توانایی و... اکتسابی هستند وطی روزمرگی بشر از ازل تا حالا کسب و تغییر داده شدند. شاید خنده دار باشه اما من همیشه فکر می کردم زنا نمی تونن به خوبی مردا فوتبال بازی کنن، بنویسن و یا حتی ریاضی رو بفهمند. و کسانی رو دارم اطرافم که فکر می کنن مادر بودن در ذاتشونه و یا جمع کردن سفره یک کار کاملا غریزیه( که البته نزدیک بود این ادمی که این‌حرف رو زدُ به قتل برسونم‌ اما پشیمون شدم) و حالا با اینکه اینارو می دونم مطمئنم ریشه ی تفکری که شاید قرن ها رشد و‌ تکثیر داشته و خیلی هم ضخیمه رو نمیشه یک شبه، با یک متن، یا اصلا با اعلام دستور حکومت کتابخوانی سوزوند و نابود کرد. چاره شم لا اقل درحد عقل ناقص خودم پیدا کردم اما هنوز اونقدر مطمئن نیستم.
گاهی با خودم می گم خیلی حرف ها و بحث ها چقدر جلوتر از جامعه ماست. چقدر سخت میشه با مردم درمیونشون گذاشت. یه نگاه به کامنت های همین پست کافیه به نظرم. من خیلی حرف در این زمینه دارم اما هیچ وقت، هیچ کجا گوشی برای شنیدنشون نبوده و نیست. اگه بوده فقط حاضر شدن محافظه کارانه ترینشون رو بشنون و ته تهش یه آه بکشن و از روش رد بشن. همین!
خوبه خوابم میومد و انقدر نوشتم :)) 

پاسخ:
سلام
کسی که اهل فکر باشه، میگیره پست رو. کسی هم که اهل نفهمیدن باشه با لحن تغییری حاصل نمیشه.
قبل از انتشار این پست با دوستام در موردش حرف زدم و بعد منتشرش کردم.
من مردم و نمیتونم کار زیادی برای زنها بکنم که حقشون رو بگیرن. کارم نوشتن همین پسته ولی خب زنها اصولا مشکل دارن با این قضیه ها.
منم معتقدم که زنها نمیخوان بیشتر. این نیست که نتونن.
شما با این حالت چرا این همه حرف زدی خب؟ :دی
واقعآ تعجب میکنم!
چه جوریه که میتونین بگین نیاز دخترها به تکیه گاه و سکس پرستی مردها مذمومه و درعین حال میشه گف که خب سکس خواهی در یک رابطه طبیعی و لازمه و مردها موجودات شریفتری هستند که یک نیاز بزرگ دارند(سکس) و اگه تأمین بشه انرژیی میگیرن که دنیا رو مال خودشون میکنند. و خب این نیاز نیازی شدید است که باید تأمین شود و خالق مرد او رو اینجوری آفریده و دستش درد نکنه و حتمن خیری درش هستو صلاح اینه... اما این نیاز زن که تکیه گاه بخواد رو همون خالق اشتبا در وجودش قرار داده و خیلی مذموم و مسخرس و واقعن چرا خانوما نمیتونن خودشون تکیه گاه خودشون باشن و به آقایون زحمت میدن؟!
و آیا تا به حال این به گوشتون نخورده که زن و مرد یکدیگر رو کامل میکنن؟ و اینی که شما میگین خانوما میخوان که آقایون خلا هایه شخصیتیشونو پر کنن ینی چی دقیقن؟! چرا فکر کردین آقایون میتونن ضعف شخصیتی خانوما رو بپوشونن؟! آقایون از پس خودشونم بر نمیان معمولن. از پس اینکه بتونن یه رابطه ای رو بدون دخالت غریزشون پیش ببرن..خانومایی که دنبال اینن که آقایون براشون فقط خرج کنن و استفاده های اینجوری ببرن از آقایون قطعأ میرن دنبال آقایونی که اونام فقط دنبال اینن که به غرایزشون برسن و در این راه خرج کردن براشون مهم نیست. پس شما نگران اینجور مردا نباشین. سرشون کلاه نمیره.
یه مرد سالم از اینکه تکیه گاه یه زن باشه لذت میبره حس قدرت میکنه.
درباره جنس دوم بودنم! از شما با این همه ادعایه کمالات بعیده که میگین اختصاص روز زن و دختر به معنیه اینه که اون روز مال جنس دومه و اونا از بی خردیشون حتا اونو جشن میگیرن و بقیه روزا متعلق به جنس اوله!
تا جایی که من میدونم اختصاص یه روز به هر صنف و شخصو رویدادی در جهت بزرگداشت مقامشه! و بقیه روزایه سال هم متعلق به همه..
و اینکه شما در جواب یکی از کامنتا گفتین که "هیچ‌وقت ندیدم که آدمای سطح بالا از قضاوت بد بگن.
فقط اونایی که میترسن، شخصیت پایینشون برملا بشه و زیرسوال بره میگن که قضاوت نکنید و همه خوبن و مثل همن و از این مدل حرفا." بازم خیلی بدون فکر گفته شده! نمیدونم شما چنتا آدم بزرگ واقعی دیدین. اما بزرگایه واقعی حتمأ برا این بزرگ هستن که به جای اینکه به بقیه نگاه کنن و قضاوتشون کنن به خودشون و افکارشون و رفتارشون دقیق بودن. و اتفاقن اونایی که تمام مدت در حال ایراد گرفتن و کنکاش تو بقیه هستن آدمایی هستن که خودشون شخصیت پایینی دارن و با بزرگ کردن ایرادایه بقیه سعی در خوب نشون دادنه خودشون دارن.
اینم که شما فکر میکنین آدما برایه این به دنیا اومدن که فیلسوف و رئیس جمهور و موزیسین و .. بشن به نظرم باید بیشتر بهش فکر کنین. تهه زندگی اینا نیست و اینا واقعن برایه خیلی از آدما هدف نیست تو زندگی که بخوان تلاشی برایه رسیدن بهش بکنن. اما شما که اینجوری فکر میکنین و از قضا زن هم نیستین و دستو پاتون به خاطر مفعول بودن بسته نیست کدوم یکی از اینایین؟ درس خوندین؟ همین؟ این کاریه که خیلیا میکنن با شرایط خیلی سخت تر از شرایط شما...
 شما هنوز اول راهین. با تجربه و دانش کم. اینجوری که شما نظر میدین و قضاوت میکنینو میبرینو میدوزین فکر نمیکنم اساتید روانشناسی و جامعه شناسی و ... نظر بدن.
و توصیه من به شما نه فقط برای این پست برای طرز فکری که از نوشته هاتون تو این مدت فکر میکنم دارین اینه که بیشتر از اینکه به دیگران نگاه کنین و بسنجینشون خودتون رو نگاه کنین. بزرگان این کارو میکردنو میکنن. هیچکس جایه هیچکس نیست و شرایطی که اون داشته و داره رو حس نکرده که بخاد درباره آرایش کردن و لباس پوشیدنو دوستان و مدل زندگی و عکس پروفایلش نظر بده. تنها کاری که ما میتونیم بکنیم اینه که اگه رفتاری رو در کسی نپسندیدیم خودمون سعی کنیم اونجوری نباشیم. همین.

پاسخ:
سکسی که من ازش حرف میزنم نه از روی نیاز که برای آرامش یافتن و نزدیکی روح هاست

مرد و زن هم باید خودشون کامل باشن و بعد به فکر رابطه باشن.

یه مرد سالم از اینکه تکیه گاه یه زن باشه لذت میبره حس قدرت میکنه." این جمله تون رو هم پیشنهاد میکنم که جای دیگه نگید

روز دختر و روز زن به چه معنی هستن؟ روز پزشک و بقیه فرق دارن با روز دختر. اونا عمومین. چرا روز پسر نداریم؟
درسته اول باید خود رو قضاوت کرد و اصلاح کرد. ولی این به معنا نیست که در مورد کاستیها سکوت کرد.

زن ها دقیقا به چی رسیده ن توی این چندین قرن؟ چی براشون مهم بوده؟ جز اینکه سال به سال مفعولتر میشن

ممنون از پیشنهادتون. خیلی به خودم قکر میکنم و مدام در حال اصلاح خودم هستم.
و فکر میکنم که شما اشتباه میکنید که برای دیگران تعیین میکنید که تنها کاری که میتونن بکنن چیه.

ما دو تا نگاه متفاوت داریم.من انتخاب مادر بودن رو ضعف نمی دونم.شما این رو انفعال می دونید و معتقدید اگر زن ها قوی بودن انتخاب دیگری داشتن.من نمی دونم!نمی دونم اگر زن ها قوی تر بشن و همه حقوقشون هم تامین بشه باز هم انتخابشون مادر شدن خواهد بود یا خیر.در واقع من ترجیح میدم انتخابشون رو براشون تعیین نکنم.
پاسخ:
مادربودن ضعف نیست ولی فقط مادربودن، ضعفه. بده که زن رو ماشین تولیدمثل و پرورشش بدونیم.
مادر بودن یا پدر بودن، منافاتی با موفقیت اجتماعی و برندشدن توی رشته‌های مخنلف نداره
من نمیگم موفقیت زن به طور مطلق توی فرزنداشه ... چرا زن میتونه توی جامعه خیلی پیشرفت کنه  و موفق باشه اما بحث اینجاست که موفقیت فقط این نیست که شما میگید. جنبه های مختلفی داره و شما فقط دارید از نظر فعالیت تو جامعه بررسیش میکنید و به چیزی غیر این اهمیت نمیدید. 
فکر نمیکنید گذاشتن عکس زن تو شبکه های اجتماعی نتیجه ی کاملا عکس میده؟! یعنی همون نگاه جنسی به زن  نه انسانی ...
پاسخ:
اون موفقیتی که شما میگید رو پدرها هم دارن و این مساویه توی هر دو جنس. اما توی مرحله‌ی بعدی، زن‌ها پا نمی‌ذارن
خیر. کسی که عکسش رو نمی‌ذاره پذیرفته که مفعوله و این نگرش، براش جا میفته و توی جاهای دیگه هم خودش رو نشون میده. اگر عکستون با لب غنچه‌شده و این برنامه‌ها نباشه، کاملا انسانیه ولی وقتی عکس گل میذارید، دیگه انسانی نیست، گلیه. یا حیوونیه یا همون چیزیه که عکسش رو میذارید.
خب مرسی.لااقل به سک ثبات نسبی ای رسیدم از این موضوع.
لطف کردید از این بابت(:
پاسخ:
ممنون از شما:)

ببخشید که کامنتم خیلی به موضوع اصلی پست ربطی نداره ولی به نظرم این  تفکر که اسمشونبر حق طبیعی مرده، باید و باید اصلاح و درش تجدید نظر بشه. چون به نظرم  همونقدر که ظلم پذیری زنها نتایجش گسترده بوده، القا و نهادینه شدن این تفکر در پسرها منجر به نتایج وحشتناکی شده.

لطفاً با خودت فکر نکن که این از آدمهاییه که خودشو سرکوب کرده و نیاز به روان ­پزشک داره. تا حالا در مورد این مطلب با کسی بحث نکرده بودم و با خودم فکر میکردم چه اهمیتی داره؟ اما حالا کسی رو پیدا کردم که به نظرم میشه باهاش حرف بزنی و بفهمه چی میخوای بگی (ممنون که هستی!  : ) ).

اسمشونبر نه بخاطر اینکه چشم و گوش بسته باشم بلکه چون باهاش پدر کشتگی دارم چون خیلی از زشتیهای  دنیا بخاطر اگزجره شدنش بوده. برای مثال به­نظر من نفرت انگیزترین وجه داعش اینه که برای سنگدل کردن کودکانی که تحت آموزششونن فیلمهای اینچنینی بهشون نشون میدن و این نفرت انگیزترین کارتمام دنیا هم هست.

میدونم تو منظورت اینه که وقتی دو نفر از لحاظ انسانی و فکر هم رو  پسندیدند حالا به اون مسأله برسن اما حتی این هم به­نظر من اشتباهه. اگه قراره دو نفر "فقط بعنوان انسان" با هم باشن، فقط باید تا مرحله­ی در آغوش گرفتن هم پیش برن. کاری که درمورد همجنس­هایی که دوستشون داریم یا کودکان هم انجامش میدیم و بیشتر از اون کاملاً بی­معنیه و این بی­ معنا تا به جایی پیش رفته در دنیا که حتی با عشق هم اشتباه میگیرنش.

ممکنه بپرسی پس یه پسر نیاز طبیعیشو چکار کنه؟ حداقلش اینه که این رو حق مسلم خودش ندونه و آرمانی­ترین شکلش اینه که کلاً وارسته بشه به نظر من.

پاسخ:
منظورت رو توی پاراگراف اول کامنت نفهمیدم. اسمشو نبر چیه توی بحث ما؟ چیزی بوده که نگفتم و باید میگفتم؟ بپرس تا بگم.

سکس، یه رفتار انسانیه. اگه نیازی بهش نبود، ایجاد نمیشد لوازم و نیازش. این که به نظرشما انسانی نیست، به این معنی نیست که انسانی نیست. قراردادیه دیگه. ممکنه مثلا صدسال دیگه عوض بشن قراردادا و دوستای معمولی هم سکس کنن حتی. یا ازون ورش زو و شوهرا هم سکس نکنن.
سکس، عشق نیست ولی میتونه کمک کنه به پایداری عشق. چون جسم هم به کمک روح میاد.

وارسته ها هم نیاز سکسی دارن. یعنی نمیشه کاریش کرد. یا توی خواب اتفاق میفته و چندین روز سختی داره برای مرد یا خودارضایی (که یه جایی خوندم نوددرصد مردای ایرانی و پنجاه درصد دخترا انجامش میدن) یا سکس. 
سکس، روح و جسم رو ارضا میکنه
خودارضایی فقط جسم
ارضا توی خواب هم هیچکدوم رو.
اول با تشکر فراوان از پستتون
دوم من اینجا رو متوجه نشدم درست : اگر استفاده از زور، برای بهره‌کشیِ جنسی از زن‌ها، یک استفاده‌ی ابزاری از قدرت مردانگی‌ست؛ لوس حرف‌زدن و نمایشِ غیرعادیِ اندامِ زنان هم، استفاده‌ی ابزاری آن‌ها از زنانگی‌شان است؛ و هر دو به یک‌اندازه زشت‌اند.

میشه کمی توضیحش بدید ؟

پاسخ:
خواهش میکنم
یعنی مردا از توان جسمیشون برای رسیدن به خواسته های جنسیشون استقاده میکنن که زشته
و زنها با عشوه گری و این مدل کاراشون سعی در جلب توجه دارن و اینم زشته
بله اینکه زن نبایستی منحصر به مادر بودن بشه و...موافقم به نظرم انسانی که تک بعدی بخواد زندگی کنه دچار جمود میشه.یه شکل از اسارت خود خواسته است...چون انسان در قبال جامعه اش هم مسیولیت هایی داره.
پاسخ:
بله موافقم
تو یه رابطه واقعی هم سکس هم حمایت یه اندازه اهمیت دارن. یه زن وابسته خوب نیست.و اینجا از حمایت خواستن منظورم وابستگی در معنای بدش نیست. چرا به نظرتون یه مرد اگه تو یه رابطه حالش با سکس بهتر میشه طبیعیه که طبیعی هم هست اما اگه زن تو همون رابطه حمایت روحی رو بخواد غیر طبیعیه؟
از سکس و حمایت تو یه رابطه گذرا حرف نمیزنم. تو یه رابطه واقعی.
چنبار تا حالا تو یه رابطه واقعی با یه زن بودی که اینجوری نظر میدی؟
خیلی از نظراتت واقعن خام و بچگانس. همونقدر که زنارو نمیشناسی مردارو هم خوب نمیشناسی. چون هنوز به اندازه یه مرد زندگی نکردی..

پاسخ:
بله توی یه رابطه ی درست، سکس و حمایت از هردو طرف هست ولی هیچکدوم هدف نیستند و وسیله ن برای آرامش و پیشرفت.
دوبار ظاهرا کامنت دادین.
اینا که مادر بودن رو موفقیت میدونن، خب الان منم خواهرم! پس موفقم دیگه!یا پدر و مادر منم به صرف پدرمادر بودنشون موفقن؟؟؟ اینا یه نقش توی خانوادن. چه ربطی به موفقیت داره؟؟؟؟؟
پاسخ:
رضایت میدن دیگه
یه مادر هم میتونه دامن داشته باشه و هم موفق بشه توی اجتماع
فکر میکنم نگرشمون کاملا با هم متفاوته ...
گفتگوی خوبی بود.
ممنون آقای دلکش :)
براتون آرزوی بهترین هارو دارم ...
پاسخ:
همینطوره. ممنون از شما:)
مشت ِ من؟
دست کم تو خانواده ی ما و اطراف من دختر ها معمولا موفقیت های شغلی و تحصیلی بیشتری کسب کردن نسبت به پسرا. (اکثرشون هم هم تو شاخه ی علوم انسانی نیستن اتفاقا) تو باقی جنبه ها هم تقریبا یکسانن.
میتونم تعمیمش بدم؟
 
پاسخ:
اگر که دانشجوبودن و کارکردن منظور باشه که خب دخترای اطراف منم نوددرصدشون دانشجوان و کار میکنن. پسرا هم کار میکنن و دانشجو هستن. موفقیت شخصی سخته تشخیصش. اگه بگیم پول، صاحب اکثر کارخونه ها و کمپانیها مردن. اگه بگیم علمی، اکثر استادا و هیئت علمیا مردن. ولی موفقیت شخصی چیه واقعا؟ با خطکشای جامعه میشه گفت مدرک و پول و کار. ولی به نظرم مهمتر از اینا، بینش درست داشتن و تشنه ی آموختن بودنه. دکتر بیشعور و پولدار بیشعور کم نداریم. ممکنه زنی دکترا بگیره ولی بعد از ازدواج کار نکنه و بشه مثل اونی که درس نخونده. چون اون بینش رو نداره.
در بعد اجتماعی، پسرای معمولی هم کم نیستند . ولی پسر و مرد بزرگ و درجه یک، خیلی بیشتر از زنهای درجه یکن.
در مورد انتخاب ها این رو اضافه کنم،
که هر انتخابی به طور بدیهی یه هزینه هایی داره و یه دستاورد هایی، 
هر آدمی با توجه به خواسته های خودش و شراط خودش میتونه حساب کتاب کنه و انتخاب. به انتخاب آدما احترام بزاریم. اینکه من انتخاب می کنم تو محیط بیرون بیشتر وقتم رو بگذرونم شاید برای من دستاورد بیشتری داشته باشه، نمیتونم زنی رو محکوم کنم که تصمیم میگیره اون وقت رو با فرزندش طی کنه و خودش پرورشش بده به جای سپردن اون به دستِ کسی دیگه. شاید برای اون این کار پردستاورد تر باشه. و اینکه به هر حال وقت و عمر انسان محدوده مهدیار، نمیشه خدا و خرما رو با هم داشت هیچ وقت! 

+دارم فکر می کنم شما احتمالا زن های چند میلیارد سال قبل  رو هم رده پایین تصور می کنین. وقتی جنس نر تصمیم گرفت به شکار بره و جنس ماده تصمیم به فرزند پروری توی غار ها. اینکه چرا نقش ها اینطور تقسیم شدند رو بحث نمی کنم الآن. اما طبعا نتیجه ی هر دو کار بقا بوده. یکی به شکل مستقیم تر، دیگری غیر مستقیم. من اگر توی اون جامعه بودم و به من اجازه ی تجربه ی نقش دیگه _شکار_ داده نمیشد، قطعا اعتراض می کردم، چون حق انتخاب از من گرفته شده، ولی مشکلی نداشتم اگه همه ی زن ها ترجیح میدادند به شکار نرند. همه چیز حول انتخاب می چرخه برا من. همین.

پاسخ:
من به انتخابهایی که میانمایه بودن نتیجه شونه، نمیتونم احترام بذارم. نه که توهین بکنم. حق دارن که انتخاب کنن و زندگی. ولی من باهاشون کاری ندارم و ازشون فاصله میگیرم. چیزی که انتخاب زنها در طول تاریخ بوده، یه زندگی معمولی بوده. شوهری و بچه ای و نهایتا مدرکی. ولی مردا دنیاشون بزرگتره. انتخاباشون بزرگتره. در مدل بدش میشه جنگ طلبی و هیتلر که میخواست دنیا مال اون باشه و مدل خوبش میشه فیلسوفا و عارفا و دانشمندا که میخوان درد مردم بیشتری رو برطرف کنن. اگه زنها بودن، این همه اختراع انجام میشد؟ شاید نه. چون زنها دنبال زندگی معمولین.
حتی اگه کسی انتخاب میکنه که وقتش رو برای خودش بذاره و از عمرش لذت ببره، توی مردا به جایی میرسه که مثل سهراب سپهری میشه (بدون اینکه بخواد معروف بشه، میشه یکی از بهترینها و هنوز هم منبع الهام خیلیهاست) ولی زنهایی که برای خودشون وقت میذارن، چی میشن؟ میمیرن تهش و میمیرن. استثنایی نمیشناسم در این زمینه.

توی مثالت، باید ظلم رو هم اضافه کنی. الان هم حق زنها ضایع میشه (به غیر از محدود بودن انتخابشون) و هم زنها نمیخوان و نمیتونن به موفقیت اجتماعی برسن.
به نظرت چرا انتخاب زنها درطول تاریخ، ظلم رو پذیرفته ن و انتخابشون، میانمایگی بوده و کمتر زنی تونسته که انتخابی فراتر داشته باشه و بزرگتر ببینه؟ چرا کمتر زنی خواسته که موفقیت اجتماعی هم داشته باشه؟
اگر زن ها راه شما را در پیش میگرفتند
شما الان خانواده نداشتی
و از روی بیکاری هم این خزئبلات به ذهنتان خطور نمیکرد
دنیای شما مردان روی یک چیز میچرخد و بس!
کاری به زن هایی ندارم که علم پزشکی را روی خودشان خالی میکنند تا چند علاف ازش خوشش بیاید!
فرض کنید همسرها،دختران و مادران رکاب ندهند و دنبال پیشرفت خودشان بعد از ازدواج بروند،خانواده ای نمیماند
ثانیا شما مرد ها با انداختن چند بچه به جلوی زنان مگر میگذارید پیشرفت بعداز ازدواج داشته باشند؟با مطرح کردن نیازهای جنسیتان؟مطرح کردن نیاز جنسی ایرادی ندارد!-اما اصولا مرد ها میخواهند هنگام جواب گرفتن این نیاز زن در س ک س ی ترین حالت خود باشد-
برای بچه ها پرستار بگیرید
برای کار خانه کلفت بگیرید
بگذارید زن ها سیبیل و ریش داشته باشند
آنوقت پیشرفت زنان را انگشت شمار نخواهید دانست
در ضمن
اسلام مبارک زن ها را به خانه نشینی و ابزار مرد شدن ترقیب میکند
بجای تز دادن
یک فکری برای دین بکنید
باتشکر
پاسخ:
شما اول جرات داشته باش که با اسم خودت حرفت رو بگی و بعد نظر بده. و بعد من پاسخت رو میدم.
در ضمن غلط املایی هم دارین. خزعبلات درسته و نه خزئبلات. ترغیب درسته و نه ترقیب.
در ضمن تر چرا سکسی رو مینویسید س ک س ی ؟ چرا حتی توی کلام، براتون تابوئه؟ سکس چرا انقدر زشته برای شما؟

قصد به حاشیه کشوندن اصل مطلب رو ندارم اما میخوام کمک کنم اگه مبحثی رو شروع میکنی، تمام و کمال ببینیمش.

گفته بودی "باید دید بعد از تأمین این نیازها ...."؛ مردها به هرصورت، با پول با زور یا با اختیار، نیازشون رو تأمین کرده­اند اما به نظرت نیاز زن­ها برای حمایت عاطفی، به­قول خودت در طول تاریخ، چقدر تأمین شده؟....

پاسخ:
ببین کسی که ظلم رو میپذیره حقشه هرچی سرش بیاد.
با سلام...
دنیا دست مردان است و به به چ دنیای زیبای!
متاسفم برای ذهن کوچیک شما...از دامن زن بود که مرد به معراج رفت..زن:فاطمه زهرا...ام وهب...رباب همسر امام حسین..همسر فرعون..زلیخا..زینب کبری..مادر امام زمان نرجس خاتون..
در عصر حاضر:انوشه انصاری...پردیس ثابتی..لیلی افشار..و خیلی از بانوان موفق..
در بین دو جنس خوب و بد فراوونه..انسان بودن رو حفظ کنیم و حکم صادر نکنیم..
پاسخ:
سلام
یعنی شما زن رو محدود به دامنش میدونید؟ از پیراهن مردی، نباید زنی به معراج بره؟ یا با همون دامن خودش تنهایی بره به معراج؟
بعد من الان اگه بخوام مردای موفق رو نام ببرم، باید تا یک هفته بنویسم فقط. مردایی که هیچکس اسم زناشون رو نمیدونه. شما میگید رباب "همسر" امام حسین. یعنی اگه امام حسین نبود، ربابی هم الان نبود. خود رباب نباید کاری میکرد؟ فقط پروروندن مردها کار زنهاست؟
 با این جوابی که به من دادین جمله های آخر خودتون رو نقض کردین. در مورد پدر ها و برادر ها گفتین. قانونی که از تو خونه ی آدم تایین میشه به خورد ادم میره باورش میشه. مثالش مردای جامعه ی ما که حتی اگر بیکار و معتاد و... باشن باز هم با ترفندهای قانونی زن ها شون رو با یه گواهی عدم تمکین از ابتدایی ترین حق زندگی مشترکشون محروم می کنن. قانونی که برای زن ها حق دکوری مثل مهریه تایین کردن خودشون و خودشون هم دورش می زنن. کی گفته زن ها باید قانون های نوشته شده توسط مردها رو‌ عوض کنن.؟؟
اعتراف بعضی وقت ها بد نیست این مردا هستن که از حضور زن ها می ترسن. ترسیدن می ترسن و خواهند ترسید. برای همین با قانون های نوشته و نانوشته جلوی زن ها قد علم می کنن یا حتی شاید برای به رخ کشیدن برتری ظاهریشون از زن ها دفاع هم بکنن
پاسخ:
خب زنها اعتراض نکنن و بشینن ظلما رو تحمل کنن. این خوبه؟ اینجوری بگم حل میشه؟
مردها،زنها رو از آدم، تبدیل کردن به اسب و سوارش شده ن. خب معلومه که مردا نمیخوان از اسب بیان پایین. این اسبان که باید مردا رو پرت کنن پایین و دوباره به آدم تبدیل بشن.
خانواده و جامعه به فرزندان پسرشون بیشتر امکانات میدن!
به نظرم شما دارید روی یه موضوع ثابت شده پافشاری میکنیدهااا:)

ذات مردها قویتره و زن ها لطیفتر.. افرینش خداوند اینطوریه .. ما نمیتونیم ذاتمون رو عوض کنیم ...فکر کنید زن ها مثل مردها خشن بشن اونوقت چی میشه؟ نظام افرینش به هم میریزه..ولی با وجود همین تفاوت ها باز هم دختر موفق کم نداریم..زن ها در کنار زندگی اجتماعیشون مجبورن مسئولیت خانواده شون رو هم داشته باشن به امور بچه ها و همسرشون رسیدگی کنن..
خود شما از همسرتون چه انتظاری دارید؟؟ فقط بهش میگید برو دنبال موفقیتت؟؟؟ :D
ضمنا با وجود تمام سختی ها الان دخترها هم تو کنکور و هم بعد از اون تو محیط کار موفق ظاهر شدن!
شما اجازه ندارید تمام دخترای ایرانی رو زیرسوال ببرید...تمام دخترها اونایی نیستن که شما ازشون اسم بردین...اون زن هایی که میگید با مردهایی از جنس خودشون سروکار دارن...پس به همون اندازه که زن سطح پایین داریم مرد سطح پایین هم داریم..

یه نگاه تو جامعه بندازین نمونه هاشون زیاده...همون ابرو برداشته های تیتیش مامانی:D
پاسخ:
خانواده و جامعه خیلی غلط میکنن خب
دخترا وایسن بگن حق ما رو بدید. یه روز همه ی زنهای ایران اعتصاب کنن، بعد اگه نتونستن حقشون رو بگیرن، شما هرچی خواستی بگو. چهل میلیون آدم اگه اعتصاب کنن، جامعه نمیگه غلط کردم؟

توی بعضی زمینه ها قبول دارم. مثلا توی ورزشها، مردها رکوردای بهتری دارن و به لحاظ جسمی قویترن، ولی به لحاظ ذهنی و هنری هم فرق وجود داره؟
زتها "مجبور" نیستند که مسئولیت خانواده هم بردوش بگیرن. قوی باشن و مجرد بمونن و به رشته ی مورد علاقه شون برسن و توش درجه یک بشن. یا با کسی ازدواج کنن که کمک کنه بهشون.
من ازدواج نمیکنم. راحت ترم اینجوری و وقت بیشتری به کارای که میخوام، اختصاص میدم.
توی کنکور موفق بودن دخترا ولی توی کار نه. چون نصفشون میرن خونه ی شوهر و بچه داری میکنن.
"تمام" دخترها رو زیر سوال نبردم. اکثرشون رو بردم. منم نبردم. زیرسوال هستند خودشون. فقط ذکرشون کردم. آخه خیلی دختر مجرد داریم که سطح پایینن و البته که مردای سطح پایینم داریم.
تو یه رابطه واقعی هم سکس هم حمایت یه اندازه اهمیت دارن. یه زن وابسته خوب نیست.و اینجا از حمایت خواستن منظورم وابستگی در معنای بدش نیست. چرا به نظرتون یه مرد اگه تو یه رابطه حالش با سکس بهتر میشه طبیعیه که طبیعی هم هست اما اگه زن تو همون رابطه حمایت روحی رو بخواد غیر طبیعیه؟
از سکس و حمایت تو یه رابطه گذرا حرف نمیزنم. تو یه رابطه واقعی.چنبار تا حالا تو یه رابطه واقعی با یه زن بودی که اینجوری نظر میدی؟
خیلی از نظراتت واقعن خام و بچگانس. همونقدر که زنارو نمیشناسی مردارو هم خوب نمیشناسی. چون هنوز به اندازه یه مرد زندگی نکردی..
واقعأ شما که دم از حمایت از حقوق زنان میزنین چرا اینو میگین که یه خانم اگر دوست نداشته باشه با کسی که دوستشه سکس داشته باشه کارش اشتباهه و باید زنان قیام کنن برای اصلاحش؟! چرا دخترا باید برای اینکه به نظر پسرا سکس تو یه رابطه طبیعیه برخلاف نظر خودشون اینکارو بکنن؟ چرا اگه دوست ندارن به نظرتون کارشون اشتباه و مذمومه و شوهرخواهی به نظر میاد؟ شما خودت صادقانه جواب بده به این سوال. که اگر بخوای تو جامعه خودمون ازدواج کنی با دختری که افکار خودتون رو داشته و تا سن سی سالگی شاید با 5تا پسر رابطه دوستی داشته و متاسفانه هیچکدوم پایدار نشدن راحت ازدواج میکنین؟ این شاید یکی از دلایلشه. و البته بازم دلیل مهمترش اینه که خانوما کسی که واقعن دوستش دارن و مطمئنن که دوستشون داره براشون جذابیت داره. اون جذابیتی که خواستن جسم در امتداد خواستنه روحه! نه هرکسی که دوستشونه.
چنبار تا حالا تو یه رابطه واقعی با یه زن بودی که اینجوری نظر میدی؟
خیلی از نظراتت واقعن خام و بچگانس. همونقدر که زنارو نمیشناسی مردارو هم خوب نمیشناسی. چون هنوز به اندازه یه مرد زندگی نکردی..
این که گفتم راحت قضاوت میکنی برای جوابی بود که ب بعضی کامنتا دادی نه نظراتت درباره کاستی ها. و خوبه که خودتم نظراته مخالفو بهتر بخونی نه با پیش ذهنه هاهاها به هرکی صفتی که لایقشه رو بدی واکنش نشون میده و کامنت گذارایه مخالف مث مسلمونایه وحشیی هستن که به کاریکاتوری که وحشی بودن مسلمونارو نشون داد واکنش نشون دادن... من منکر اینکه خیلی جاها خیلی چیزا نیاز به اصلاح داره نیستم اما اینچیزایی که شما با این تندی گفتین شبیه چیزی که پشتش فکر بوده نیست. بیشتر مثل چیزاییه که از یه ذهن عصبانی در لحظه بلند شده! و البته اگر به دور و برت نگاه کنی میبینی که اتفاقأ خانوما خیلی بهتر از آقایون تونستن به همه نیازهاشون تنهایی رسیدگی کنن و به زندگی ادامه بدن تا آقایون. بدون همون تکیه گاه که مسخرس به نظر شما، زندگی کردن و بچه هاشونو بزرگ کردن به بهترین نحوی که در توانشون بوده. اما واقعن چنتا مرد رو میشناسین که واااااقعن بدون هیچ زنی تونسته باشه به زندگیش سالم ادامه بده و تونسته باشه نیازهاشو کنترل کنه؟ حتا ساده ترین خانوما هم میتونن این کارو بکنن. فقط زندگی معمولی و روزانه تا آخر عمر نه فیلسوف شدن حتا.
خوبه که بی انصاف نباشه آدم در انجام رسالته سکوت نکردن در برابر کاستی ها!

پاسخ:
سکس با آگاهی به اندازه ی حمایت (حمایتی که ناشی از ضعف حمایت شونده نباشه) خوبه و مفیده. ولی معمولا زنها حمایت رو برای پوشش ضعفهاشون میخوان. و این بده و من با این مخالفم. ولی برای عموم، سخته. میدونم این رو. آدما ترجیح میدن که ضعیف باشن و توجیه کنن.
یک چیزی هم که هست اینه که شاید قیاس این دو مناسب نباشه زیاد. چون برای مردا بحث جسمه و هورمونه و تا حد زیادی کاریش نمیشه کرد. ولی زنها میتونن با تلاش و ساختن روحشون، این نیاز رو برطرف کنن. ضمن اینکه زنها هم نیاز جنسی دارن و مردها هم بعضا به خاطر تنهایی نیاز به کس دیگه دارن. ولی اولویت نیازها فرق داره.
اون دوست نداشتم زنها به خاطر باید و نبایداییه که جامعه ی سنتی و مذهبی توی ذهنا ایجاد کرده. وگرنه همینها اگه توی اروپا بودن الان حرفای دیگه ای میزدن. اگه زنی دوست نداره که رابطه ی جنسی داشته باشه، نباید رابطه ی نزدیک هم با کسی برقرار کنه و همون دوستی های ساده رو داشته باشه. اونی که شما میگید خودخواهیه. 
اولا که من ازدواج نخواهم کرد. و دوما اگر میخواستم ازدواج کنم، مشکلی نداشتم با چنین چیزی. شرافت و پاکی آدمها با این چیزها تعیین نمیشه. اگر اون آدم، همونی باشه که من بخوام، گذشته ت مهم نیست. چون معیارای من رو داره.
منم نگفتم که با همه ی دوستا باید سکس کرد.
در کل زندگانیم، دو نفر زن رو میشناسم که تنهایی تونسته ن زندگی کنن. مابقی از ترس تنهایی با یکی رابطه برقرار کردن یا ازدواج کرده ن. در مقابلش مردای زیادی رو میشناسم که مجردی زندگی میکنن و راحتن. من از شما میپرسم که چرا یه مرد یا زن باید نیازاشو کنترل یا سرکوب کنه؟ آیا اگه دونفر که هم رو دوست دارن، سکس بکنن ناسالمن؟ یا مثلا مردای غیرایرانی یا حتی ایرانی که نیازاشون رو توی کلابها برطرف میکنن ولی توی جامعه، سالمن و به همکاراشون نگاه بد ندارن و محترمانه با همه برخورد میکنن، ناسالمن؟ حرفای شما بوی سنت میدن.
خوشحالم که هستند آدم هایی که فراتر از واقعیت فکر میکنند و برای رسیدن به اون فراتر تلاش...اینکه واقعیت جامعه ی ما و تمام جهان چی هست همه مون کم و بیش میدونیم...و حالا همه ی آدمها بیان هی همون واقعیت رو با نگارش های مختلف بازگو کنند چی نصیبمون میشه؟ حرفهای تکراری هیچوقت شگفت انگیز نبودند. به نظرم در وضعیت بد و در مرداب همین واقعیت ها حرف جدید و فراتر از این سطح پایین زندگی ها بزنی کار شگفت انگیزی کردی...چیزی که نمیدونم چرا آدمها دوست ندارند...هر وقت حرفی فراتر از واقعیت گفتم محکوم شدم به اینکه یا در جامعه نبودم و واقعیت ها رو نمیدونم و یا خیلی رویایی فکر میکنم...
بخاطر حرفهایی که از واقعیت جهان فراتر هست و هدفش پر از لبخندِ، متشکرم ازتون...
لحن صحبت ها و نوشته ها مهم هست اما همه چیزش نیست...کسی که به دنبال بیرون کشیدن نکته ی اصلی باشه، از درون لحن تند و یا آرام هم کارش رو انجام میده...
حرفهاتون تلخ بود و واقعیت...به نظرم این حرفها واقعی تر بود تا واقعیتی که مردم ازش دم میزنند و ما رو متهم به ندانستنش میکنند...
اینکه زنان کامل بیرون خانه باشند و دم دستی، هنر نیست...
اینکه زنان کامل داخل خانه باشند و هیچ اثری در بیرون نداشته باشند هم هنر نیست...
همیشه حد وسط بهترین بوده...زنی که در خانه اش زن هست و در بیرون یک فعال اجتماعی...
پاسخ:
منم خوشحالم از وجود افرادی مثل شما که میتونید جان کلام رو درک کنید و چنین نگرشی دارید
با حرفاتون موافقم. فقط اینکه این آگاهی شما، وظیفه تون رو بیشتر میکنه. چه مرد هستید و چخ زن، باید اطرافیانتون رو دعوت به کمک کنید؛ کمک به بازگشت کرامت و بزرگی به زنان.
پنجاه درصد حل یه سوال درک سواله,پنجاه درصد حل یه مشکل پذیرفتن مشکل
یه استادی داشتم همیشه این جمله رو میگفت

برفرض اینکه هر نقطه سر خطی یک پاراگراف محسوب بشه(:دی) پاراگراف هشتم این متن نیاز به نگارش داره.همون طور که برای خانوم ها قید اکثر,عمومن و ... به کار میبرین بیان عبارت  "مردها" همه ی اون هارو شامل میشه که من نمیپذیرمش.ولو اینکه کمتر از چند ساعته که فهمیدم مشاور مردی که دوستم رو به خاطر زیبایی که داشت و نمیتونست کسی رو برای زندگیش انتخاب کنه پیشش فرستادم جلسه دوم مشاوره بهش پیشنهاد رابطه داد.ولو این که زن داشت.بچه داشت.موقعیت اجتماعی داشت .ادعای عاشقی داشت و فلان و بهمان.
همون قدر بعضی از زن ها از شوهر طلبی مدامشون حرف نمیزنن که بعضی از مرد ها از تنوع طلبی و شهوت پرستیشون.کلن نپذیرفتن مشکل راحت تره.دردسر نداره خپ

اولین پستی که ازتون خوندم این بود.مردا باید بدونن بجر مسائل جنسی چیزای دیگه هم وجود داره.باید بدونن بعد هم داره.ی همچین چیزی فک کنم.خواستین تند بنویسین جبهه ها رو تحریک کنید به اظهار نظر و تفکر اما خودتون چپ گرای صرف یا راست گرای صرف نشون داده شدین.نه که بد باشه.اما حرفای شمرده بهتر شنیده میشه.تعادل خوبه.نیس؟اسفند نودو دو بود

بهتون نقد تند نمیاد.مهدیار دلکش تند نیس:)

راسیتی
دارم میخونمش.زیادی خودتونه.نمیدونم شاید من حافظم خوبه اما هر پارت و فصلش ی پست ازتون,یه حرف ازتونو یادم میندازه.

بخندین همیشه:)
پاسخ:
آقا من دیگه توی هرخط نباید عموما و اکثرا بنویسم که:دی شنونده باید عاقل باشه.
آره خب هست. کتمان نمیشه کرد. خودمم میشناسم مردای متاهل دنبال این برنامه ها. ولی این چیزی از ضعیف بودن زنها کم میکنه؟ دلیل میشه برای اینکه موفقیتای اجماعی زنها کم باشه؟

آره اون پست رو یادمه. الانم همون رو گفتم و میگم.
ژاله توی این پست مهم نبود که من چه جوری به نظربیام. به خودم فکر نکردم. به این فکر کردم که وضع اونقدر اسفناکه که باید سیلی رو زد. باید آمپول رو زد. اولش درد داره ولی بعدش خوب میشه:دی

چقدر خوب چقدر خوب. حالا تا تهش بخون حرف میزنیم کامل. ممنون ازت. خودت بخندی همیشه:)
یعنی چی قوی باشن و مجرد بمونن یا با کسی ازدواج کنن که کمکشون کنه؟

شما با اولن بنیان انسانی یعنی خانواده مشکل دارید؟
وقتی ازدواج کنی حتی با اونی که همه جوره همفکرت باشه و کمکت کنه باز هم مسئولیت زندگی مشترک و خانواده رو داری!

بعدشم کی گفته نصفشون میرن خونه شوهر و بچه داری میکنن؟و تو کارشون موفق نیستن؟

من کلی همکار متاهل دارم که حقوقشون از شوهرای تحصیل کرده شون بالاتره ...

چیکار کنن چون قراره درس بخونیم و کار کنیم و از مردا کمتر نباشیم تا اخر عمر باید تنها زندگی کنیم؟؟؟؟
این چه منطقیه خب!!
پاسخ:
با خانواده ی خوب (پنج درصد خانواده های ایرانی خوبن از نظرم) مشکلی ندارم ولی بیشتر خانواده ها نباشن بهتره برای همه شون. بیشتر خانواده ها تشکیل شدن تا آقا سکس شبش به راه باشه و خانوم سقفی و تکیه گاهی داشته باشه. نتیجه ش؟ جامعه ی عقب مونده ی ما.

اولا که توی شغلای غیرتخصیی دستمزد زنها پایینتره و برای همین زنها رو استخدام میکنن و دوما شما موفقیت رو توی حقوق میبینید فقط؟

درس و کار که موفقیت شخصیه. اونم از دید جامعه تازه. از دید من، بینش و آگاهی و علم مهمتره.
برای درجه یک شدن و موفقیت اجتماعی، نیازه که وقت و انرژی بیشتر از حد معمول باشه و این شاید مجردی بهتر تامین بشه. و یا با همسری ه کمک کنه به این هدف.
چرا نیاز مرد هورمونیه و قابل کنترل نیست و نیاز  زن هورمونی نیست؟ اتفاقا خانوما بیشترین نیاز ب حمایتو وقتی دارن که هورموناشون در حال بالا پایین شدنن. من منظورم این نیست که کسی که با کسی که دوستش داره رابطه جنسی داره ناسالمه، و مردا اگه از هرجایی و ب هر شکلی نیازشونو برطرف میکنن ناسالمن.  اینو میگم که شما چطور ب خودتون اجازه میدین که میگین دختری که تفکرش اینه که با کسی که واقعن دوستش داره و بعد از ازدواج سکس داشته باشه دنبال شوهرجوییه!! 
و معلومه که جایی که آدما توش زندگی میکنن تاثیر خیلی زیادی توی  رفتاراشون داره و دختری در اروپا با دختری در ایران رو نمیشه مقایسه کرد.   و اینکه ما بخوایم چشمو گوش بسته هر کاری که اروپایی ها میکنن رو بکنیم فکر نمیکنم خیلی جالب باشه. چون اونا روابط آزاد دارن ما هم داشته باشیم. و شما که دنبال انسانیت میگردین بهتر از من باید اینو بدنین که انسانی ترین حالت ممکن اینه که دوتا دوست فارغ از جنسیتشون با هم دوست باشن اول. بعد اگر هر دو طرف خواستن جنسیت رو هم دخالت بدن. و اینکه اگر نمیدونین بدونین که درسته که نیاز جنسی در مردها شدیدترو بیشتره اما همونطور که خانوما میتونن با کار کردن روی خودشون بهتر بشن آقایون هم میتونن. و اینکه ما بگیم این غریزمونه پس ایرادی نداره و هرجا که خواست باهاش بریم کاری نیست که آدمی که رو خودش کار میکنه انجام بده. شما خیلی راحت خودتونو با غریزه و خدا خواسته توجیه میکنین و خانوما رو با تندترین لحن محکوم. 
چرا سکس خواهی شما خودخواهی نیست اما سکس نخواهیه زن تو رابطه ای که حمایتی توش نیست خودخواهیه ؟
منم آقایونی رو که در جوانی با خوشحالی مجردی زندگی کردنو دیدم اما اونایی که تا آخر تنها بودن زندگی های جالبی نداشتن واقعن. اما بیشتر از اونا خانومایه موفقی رو دیدم که تنها زندگی کردن از اول یا بعد از یه مدت زندگی مشترک و خوبم زندگی کردن. 
و معلومه ک شرافت آدما ب این چیزا نیست. اما اینو خودتون یه آمار از بیستا از دوستای پسرتون بگیرین ببینین نظر اونا چیه. و مواظب باشین تااون موقع نظر خودتونم عوض نشه.

پاسخ:
در مورد دخترا، علاوه بر جسم، به روح هم ارتباط داره این نیاز. یعنی شخصیتی هم هست.
اگر دختری آگاهانه (و نه هورمونی) و از روی قدرت پسری رو انتخاب کنه از نظر من مشکلی نیست. ولی چیزی که من میبینم، اینه که تور ماهیگیری میندازن توی آب و از بین ماهیا (پسرا) بهترینش رو برمیدارن و باقی رو برمیگردونن به آب. یعنی میرن دانشگاه که شوهر پیدا کنن. میرن انجمن فلان که شوهر پیدا کنن. آرایش میکنن که شوهر پیدا کنن. اینا بده.
باید کار درست تر رو انجام داد. همه ی کارای اروپاییا درست نیست. باید سنجید. و این که به فرض اینکه رفتار ما ایرانیا در مورد سکس اشتباه باشه، (که نیست) باید چیکار کرد؟
منم با دوستی انسانی موافقم. ولی دو نوع دوستی داریم. دوستی نزدیک و دوستی معمولی.
جایی ننوشتم که غریزه ی مردا هرچی گفت و هرجا برد، اونام برن. گفتم توی دوستیای نزدیک بهترین شیوه ست. و صحبت اصلیم در مورد بعد از غریزه ست.
سکس نخواهی زنها توی دوستی نزدیک، خودخواهی و توی دوستی معمولی عادیه.
دوستای نزدیکم نظرشون شبیه به منه.
خوبه ها! ینی لطف داری که دغدغه ی ما رو داری. منتها حرفات رو هواست.

 شما از افکار و عقاید همه ی خانم ها آگاه نیستی، از اکثرشون هم آگاه نیستی، حتی از اقلشون هم خبر نداری (مگه تو زندگیت چند تا زن دیدی کلاً؟؟). بعد نمی دونی هم که چقدر از این افکار و اهداف رو جبر اجتماعی له می کنه و نمی ذاره بروز کنن.

تو یه جامعه ی کاملاً بی طرف هم حساب کنیم به صورت پیش فرض محدودیت های طبیعی یک زن برای آن چه شما موفقیت اجتماعی می نامی بسیار بیشتر از یه مرده.

زن ها و مردها برای موفقیت ها و جایگاه های اجتماعی، ارزش گذاری متفاوتی دارن، به خصوص اگر مادر باشن. (مثلاً بسیار محتمله که یه زن، بودن در کنار فرزند کوچکش رو به ارتقای رتبه ی اداری و حتی شاغل بودن، ترجیح بده و لذت بیشتری ازش ببره و این غریزه ی بزرگ زن هاست که مثل مردها حق ارضاشو دارن. اینه که زن ها بعد ازدواج نقش آفرینی اجتماعی شون رو از دست می دن)

خلاصه "چیزهایی هست که نمی دانی" و نمی بینی و نمی توانی ببینی البته.

منتها در مجموع، تو این پست، لطفت به ناآگاهیت می چربه و خیلی ممنون که یادمون آوردی که به اختیار خود در جبریم.
پاسخ:
درستش اینه که بگید کجای متن ایراد داره
از نتیجه‌ی افکار زن‌ها حرف زدم که مفعول بودنه. گفتم باید برابر جبر زمانه وایسه زن.
شما نتیجه میگیری که غریزه‌ی طبیعی زن‌ها منجر به این میشه که موفقیت اجتماعی نداشته باشه؟
نمیشه مادر بود و موفقیت اجتماعی هم داشت؟

من نتایج رو میتونم ببینم ولی.

من کامنت گذاشته بودم اینجا 
نیست چرا ؟ 
پاسخ:
هست که
لطفن شما اون آمارو از دوستایی که الان قصد ازدواج دارن بگیر . نه اونایی که قصد ازدواج ندارنو زندگی تو ایرانم با سنتهاش دستو پاشونو بسته.
و البته دوس داشتم اینم یادآور بشم که فیلمایه پورنی که شما میگی رو  اکثرن خانومایه ایرانی بازی نکردن. همون خانومایه اروپاییه روشنفکری بازی میکنن که به نظر شما خیلی خوبه که تو روابطشون آزادن.
نمیدونم دخترایی که شما از نزدیک دیدین کیان اما واقعن میگم که من تو دوستا و اطرافم ندیدم کسایی رو که هرکاری میکنن برا پیداکردن شوهر باشه! برن دانشگاه برن باشگاه برن مهمونی برن... که شوهر پیداکنن! همشون ممکنه قصد ازدواج داشته باشن اما نه اینکه برا شوهر اینکارارو کرده باشن!!! همه مثل پسرایی ک قصد ازدواج دارنو منتظرن مورد مناسبشون پیدا بشن!
تو سن نوجوونی و خیلی جوونی شاید همه دخترو پسرا تیپ بزنن و آرایش کنن ک جنس مخالفو جذب خودشون کنن! (که اینم تو دوتاشون مشترکه) اما بعد از اون فکر نمیکنم فققققط زندگیه آدما حول محور جذب جنس مخالف بگذره! دور و بر من ک اینجوری نیست.
و فکر میکنم ک انتخاب مرد یا زن مناسب رو همه انجام میدن! ینی چی که تور میندازنو خوبشو بر میدارنو بقیه رو برمیگردونن ب آب؟؟؟!!! باید با همه بمونن ینی؟! مردا اینجورین؟ تور میندازنو بعد همه رو ی جا برمیدارن؟!

همه مخصوصن خانوما باید برای رسیدن به جایگاه اجتماعی بهتر تلاش کنن. برای شکستن سنتها و قوانین اشتباه حتا به اندازه تلاش فقط در حیطه خانواده خودشون. اما به نظر من نه به اون سمتی که شما نشونه رفتین. و اینجوری هم نیست که شما آقایون بگین شما گذاشتین این ظلم ب شما روا بشه پس فقط خودتون میتونین درستش کنین. اینجوریه که این ظلمو شما به ما روا داشتین و حالا که فهمیدین اشتباهه باید درستش کنین. در واقع همه اونایی که این چیزا دغدغه شونه باید تلاش کنن . نه اینکه فقط حرف بزنن بدون آگاهی کامل.


اما کلن دیگه دلم نمیخواد این بحثو ادامه بدم. چون شمام مث ما خانوما که به قول شما ترجیح میدیم ضعیف باشیمو توجیه کنیم چون راحت تره! ترجیح میدی رو همه حرفات پافشاری کنی تا اینکه بخوای به حرفایی که زده میشه توجه کنی.

تشکر میکنمو خسته نباشید میگم.


پاسخ:
اونایی که پورن بازی میکنن خودشونو فروختن به پول. منظور من اونا نبودن.

من به زنی ظلم نکردم که الان بخوام جبران کنم. این پست هم کاریه که برای بهبود اوضاع میتونم بکنم ولی عکس‌العملا چی بوده؟ نصف زنا گفتن حرفات اشتباهه و این‌ها. آگاهی شما کامله؟ آگاهی من ناقصه؟ هوم. چی بگم به شما خب. بیخیال.
 منم ادامه ندم. ممنون از حوصله‌ی شما.
من از عمد روی این پست سریع نظر ندادم که یه مقدار نظرات رو بخونم و بتونم بهتر درکش کنم...چیزی هم که فهمیدم اینه که همون طور که گفتی این پست رو از عمد تند نوشتی که تاثیرگذارتر باشه، به همین خاطر نمی خوام دست بذارم روی جزئیاتش و موضع بگیرم که فلان و بهمان..اون قسمتایی که در مورد زن ها گفتی رو تا حدودی موافقم، با توجه به این که هممون این زیاد شدن جراحی هایی که جدیدا دختر واسه مثلا جذاب شدن انجام میدن رو دیدیم...و نیازی نیست که بگم همه دخترا این طور نیستن، همه مون میدونیم...ولی اون قسمتی که گفتی مردها شریف تر و اخلاقی تر هستند رو قبول ندارم...اصولا خیلی و نه همه ی مردها در رابطه با زن ها فقط خودخواه هستن...اینم کاملا درسته که زن ها مفعول و منزوی شدن چون خودشون با هم متحد نیستن ولی به هر حال نمیشه توی جامعه ای که بیش تر قوانینش به نفع مردهاست و اونا قدرت دارن بگیم این مفعول بودن همش تقصیر زن ها بوده...چیزی که خوندن این متن برای من داشت این بود که با پذیرش محدودیت هایی که عمومی یا شخصی بهم تحمیل شده...تا جایی که می تونم سعی کنم مفعول نباشم...به هر حال شخصا از این پست ممنونم...من به سهم خودم نکته رو گرفتم :)
پاسخ:
به نظر من مردها خودخواه‌تر از زنها نیستن
مردها خواسته‌شون چیه؟ زنها چی؟ کدوم بیشتر میخوان؟ کدوم منطقی‌ترن؟
بالاخره باید ایستاد برابر قوانین

خوشحالم که مفید بوده:)
خب بفرمایی چایی همگی

پاسخ:
:)
امروز داشتم به پست شما فکر میکردم...اینکه اگه بجای این موضع گرفتن ها که آیا حرف شما درسته یا غلطه، کمی به راه حل برای تغییر فکر میکردیم چقدر هیجان انگیز میشد...اینکه فکر کردید و دیدید و شنیدید و کلی اتفاقات دیگه که رسیدید به حرفهای این پست به کنار، به احترام زمانی که برای نوشتن این پست صرف کردید برای پیدا کردن راه حل ها فکر میکنم و اول خودم رو تغییر میدم و بعد به اطرافیانم توصیه میکنم...
پاسخ:
ممنون از این مهربانی و وسعت دیدتون
کاش که همه فکر کنیم و بعد هم عمل
خوبه که شما تصمیم به اجرای فکرتون گرفتید
تو مردی اما من هیچ تورو در مقابل خودم نمی بینم. تو از  گوهر مشترک انسانیت به همه ی زن ها و مردها نگاه می کنی.اینه که اگر انتقادی از هم جنس های من می کنی من فقط اون رو به پای انتقاد و میل به اصلاح می ذارم. من تندی ای در حرف هات نمی بینم. انقدر از دست زن ها عصبانیم که فکر می کنم باید این حرف هارا فریاد کشید، به بلندی تمام ظلمی که زن ها در طول تاریخ به خودشون و زندگی شون کردن...و چی بدتر از ظلم به خودمون و زندگی خودمون می تونه باشه؟ زندگی ای که خالق در اختیارمون گذاشته و ما حق نداریم با دست های خودمون لجنمال و بی اعتبار و بی ارزشش کنیم.چرا فقط مردا رو مقصر بدونیم من معتقدم هم زن ها و هم مردها در این ظلم مقصرند. هم زن ها که اجازه دادن و می دن که بهشون ظلم بشه و هم مردها که با دین زمینه ی ظلم پذیر سوءاستفاده می کنند. و بدتر و بدتر اینکه زن ها پذیرفتن و سرشون تو برفه و هیچ میل بیرون آوردنش و دیدن واقعیت رو ندارن. مسلما همه رو نمی گم...که هرازچندگاهی با دیدن زن های دارای عزت نفس و آگاهی، مثل وزیدن گهگاه نسیم خنک تابستانی، روحم ذوق می کنه...تازه می شه...
.
.
فقط یه سوال: ب یه چیز عجیب تو حرفات برخوردم.منظور از ارضای مرد در خواب چیه؟تا ب حال چنین چیزی نشنیده بودم.تو بیشتر مردا اتفاق میفته واقعا؟
پاسخ:
ممنون از کامنت خوب و درک و فهمت

در مورد سوالتم باید بگم که معمولا مردها از دو روش دیگه استفاده نمیکنن و به این مرحله نمیرسه. اگه استفاده نکنن و در سنین نوجوانی و جوانی و میانسالی اتفاق میفته.
۰۱ مهر ۹۴ ، ۱۵:۱۴ فـآطمـ ه دختـرِ پـآییـز :)

سلام :)

ممنون از پست تون و پرداختن به این موضوع واقعن مهم ! (هرچند تند ! )

من بعد از خوندن این مقاله http://avincenter.ir/Other.aspx?Id=58 که فکر میکنم ماه پیش بود خیلی چیزا رو تو زندگیم عوض کردم هر چند واقعن بعضی چیزا به این راحتی تغییری نمیکنن و زمان لازمه..

اگه این مقاله رو خونده باشین داخلش کاملن اشاره به این کرده که بعضی رفتارهای دخترها – همین اتکا به دیگران ! - بخاطر تربیت غلط خانواده هاشون بوده .. 

شاید باورتون نشه ولی پدر من به قدری روی من حساس هس که من همیشه و هرجا باپدرم بیرون میرم ! کمتر پیش میاد من تنها جایی باشم!! باید حداقل دوستی کنارم باشه! نمیدونم چرا ولی یک احساس ترس تو من رشد کرده .. واقعن خیلی روش دارم کار میکنم و الان وضعیتم بهتره به نسبت!

هرچند هرگز دختری نبودم که برای کامل کردن خودم به جنس مخالف تکیه کنم! و از این بابت خوشحالم..

واسه ی خیلی چیزا تو زندگیم تنها دوییدم... و این قسمت از حرفاتون که درجواب به کامنتا گفته بودین "  تور ماهیگیری میندازن توی آب و از بین ماهیا (پسرا) بهترینش رو برمیدارن و باقی رو برمیگردونن به آب. یعنی میرن دانشگاه که شوهر پیدا کنن. میرن انجمن فلان که شوهر پیدا کنن. آرایش میکنن که شوهر پیدا کنن..." رو قبول ندارم....  هستند! ولی نه انقدر زیاد!! حداقل من اطرافم کم دخترایی رو ندیدم که از صبح زود تا خودشب واسه زندگی شون می جنگن! دخترایی که اهل آرایش آی یک ساعته جلوی آینه نیستن و دنبال چیزای بزرگتر از جلب توجه جنس مخالفن!

ولی دخترایی رو هم دیدم که توی سن و سال من ازدواج کردن و همه ی زندگی شون شده شوهر داریُ بچه داری!!

همین دخترایی که توی مدرسه شاگردای درس خونی بودن و می تونستن به موقعیت اجتماعی بالاتری برسن!

ولی خب همین مردها محدودشون کردن .. هرچند خودشون هم بی تقصیر نبودن ..

این قسمت از حرفاتون رو هر نمیتونم درک کنم واقعن .. "  مردها اما، با همه‌ی حرف‌هایی که در موردشان زده می‌شود، موجودات شریف‌تر و اخلاقی‌تری هستند.. " ..

پاسخ:
سلام
ممنون از وقتی که گذاشتین
اون مقاله رو خوندم. درسته که بعضی از حساسیتها به خاطر علاقه ست ولی زیادیش خوب نیست.

مردها کمتر اهل خرید و فروشن. برعکس زنها. به همین دلیل گفتم که اخلاقیترن.

سلام.

من جنگیدم و یه قدم برداشتم. خلاف جریان آب شنا کردن سخته. خیلی سخت. اما ممکنه. ب نظرم مشکل یه شبه حل نمیشه. دردی که طی قرن ها رشد کرده به نسل ها نیاز داره تا درمون بشه. شاید من سرشناس و جریان ساز نبوده باشم. اما وقتی به سهم خودم تلاشمو تو عوض کردن وضع کنم احساس موفقیت میکنم. چون می دونم بذری که کاشتم یه روز حتی اگه خودم نباشم و بنینم بارور میشه. نباید از هیچ قدمی هرچند ناچیز به نظر بیاد ناامید بود. مردا هم بلاخره مجبورن واقعیتو بپذیرن .. حتی شده صد سال دیگه باشه

پاسخ:
سلام

سخته ولی باید انجام داد
همین که نهایت تلاش رو بکنیم خودش آرامشبخشه.
ماشالله 80 تا نظر!
جوابی که به فاطیما دادین به دلم نشست.
با صد در صد متن موافق نبودم ولی بهش امتیاز مثبت دادم. گاهی کسی که خیلی کند حرکت میکنه رو باید هل داد.
اگه تونستم برای این پست بیشتر می نویسم.
پاسخ:
ممنون
اگر بنویسید خواهم خوندش
به اون جمله ای که گفتید "اکثر زنهای ایرانی (حتی مدعیان و به اصطلاح فمینیستهاش) دنبال تکیه گاهن. " با این صد درصد موافقم!
*با همه ی حرف هایی که نوشتین  صد درصد مخالف نیستم اما صد درصد هم موافق نیستم! میانه رو هستم :) ولی واقعا لازم بود یکی این حرف ها را بنویسد..ممنون..خیلی خیلی  از شما ممنونم ...
پاسخ:
ممنون از شما و لطفتون
۰۳ مهر ۹۴ ، ۲۳:۵۰ مهسا اسدی

سلام

شایدم دارم یکم سخت گیرانه می نویسم، اما خب... خواستم که بنویسم.

من خودم همیشه همین و گفتم. اینکه بزرگ ترین مشکل خانوما توی جامعه خود خانوما هستن! وقتی واسه خودمون به عنوان یک انسان، که انسان بودن ربطی به جنس نداره، ارزش قائل نیستیم، من نمی دونم این چه انتظاریه که دیگرانی باشن که این ارزش رو بدن به ما.

فکر می کنم که خانوم بودن یا آقا بودن یه تفاوت ساده ست... مثل همه ی تفاوت های دیگه ای که آدما دارن با هم. مثل اینکه رنگ چشم یکی مشکی باشه و یه نفر دیگه قهوه ای. مثل اینکه یه نفر بیش از حد مهربون باشه و یه نفر دیگه بیش از حد دست و دلباز!

اما خب... فکر می کنم که شوهر جویی و شوهر خواهی شاید مقابل سکس پرستی و تن پرستی قرار نگیره. نمی دونم که چی مقابل اینا قرار می گیره، اما یه چیزی کمه توی این مقایسه که نمی دونم چیه. این طور نیست؟ گرچه که، باز هم چیزی از نکوهش هیچ کدوم کم نمی کنه. :-)

فکر می کنم که بحث افراط و تفریط و تعادل مطرح می شه اینجا. هر چیزی، از حد که بگذره، نکوهیده ست. خواستن جسم و روح آدما همیشه هم درخواست منطقی ای نیست. درسته، می تونه در امتداد هم باشه... اما بحث اینه که ما آدما اگه بتونیم خودمون رو با دنیا هماهنگ کنیم، اگه بتونیم هارمونی وجودمون رو بفهمیم، می فهمیم که چه چیزی، چه وقت خوبه و چه وقت خوب نیست... این خواسته ها، چه مربوط به روح و چه مربوط به جسم، هارمونی وجودمون می تونه تشخیص بده که چه زمانی درست هست یا نیست. و یه موضوع دیگه هم اینه که این چیزایی که گفتین، واسه هر دو طرف ماجراست. نه اینکه یه چیز مربوط به خانوم ها باشه و یه چیز مربوط به آقایون. یعنی آقایون آرامش روحی لازم ندارن؟ خب معلومه که دارن. همه ی آدما خلا ها و ضعف های شخصیتی دارن خب. با اینکه براشون خرج کنن هم مشکل دارم. توی دنیای برابری، قرار نیست که یه نفر نون آور خانواده باشه، یه نفر کار خونه کنه(چون اینا رو همیشه کنار هم قرار می دن، گفتم). البته... هر کسی واسه زندگی خودش، شخصا تصمیم می گیره... اما من فکر نمی کنم توی دنیای این روزها، دیگه چنین سیستمی پاسخ گو باشه. همه کنار هم، به هم کمک می کنن و زندگی می کنن. :-)

اون بحث های هورمونی. فکر می کنم شرایط یکسانی واسه آقایون هم باشه. البته بروزش به نوع دیگه ای هست. آثار هورمون ها روی تمام آدما وجود داره. واسه هر کسی به شکلی می تونه بروز پیدا کنه. گرچه... این همه ی زندگی نیست. همه ی زندگی واقعا این قدر تحت تاثیر این هورمون ها نیست. شاید حتی باید عکسش رو نگاه کرد. کارای ما و انتخاب هامون هستن که هورمون های بدنمون رو می سازن. اگه این طور نبود، می شه گفت کلا" آدم نبودیم. بازیچه ی دست هورمون ها بودیم فقط. حتی بحث جبر و اختیار هم اگه این حرف ها درست باشه، به صورت قطعی می شه گفت که اختیاری نداریم واقعا.

در مورد روز و ماه و سال گذاشتن... من اعتقاد دارم هر بهانه ای واسه خوشحال بودن، واسه ارزش گذاشتن، واسه احترام... می تونه خوب باشه. گرچه... با اینکه هم روز زن داریم و هم دختر مشکل دارم. با اینکه دختر با خانوم فرق می کنه هم مشکل دارم. چرا آقا با پسر فرق نمی کنه بین عموم؟!!

و خب اینکه گفتین بقیه ی سال هم دست آقایون هست که بزرگ فکر می کنن و اینا... هم که واضحه برای اغراق بوده :دی

در مورد اینکه چند مرد اثر گذار بودن توی دنیا و در مقابل چند زن، نمی دونم... چون اطلاعات دقیقی ندارم. اما خب... یه چیز که توی مرد ها بیشتر دیدم اینه که معمولا یه اعتماد به نفس کاذب دارن خیلی هاشون(اگه قرار باشه صریح حرف بزنم، که به نظر می آد اشکالی نداشته باشه)، که خب خوب می تونن از کاه کوه بسازن. بازم می گم... معمولا"! همه ی مرد ها هم این طوری نیستن... من فکر می کنم که بعیده "اینقدر" کم باشن زن هایی اثر گذار بودن توی دنیا. اما خب... تعداد و اسم نمی دونم واقعا.

در مورد اینکه مرد ها اجازه نداده باشن زن ها به جایگاه شون برسن... درسته که قبول ندارم چنین چیزی رو. اینکه به نظر من هم باید حق رو گرفت. اما توصیف می کنم شرایطی رو که توی یه جمع 1000 نفره، که همه آقا باشن و به چشم ناخوشایندی به یه خانوم نگاه کنن(یه آدم خنگ و بی دست و پا مثلا"!!) ، نه اینکه شدنی نیست... اما راه خیلی طولانی تری رو باید طی کرد تا به اونجا که لایق بودنش هستیم برسیم. این قابل درک هست که یه آقا توی شرایط یکسان، خیلی راحت تر می تونه پله های ترقی رو طی کنه بین اون 1000 تا آقا، با اون دیدگاه؟ بازم تاکید می کنم. دلیل نمی شه که آدم بگه نمی شه. اتفاقا اینجا جایی هست که باید تلاش کرد. اما خب... شرایط اونقدرا هم ایده آل نیست.

اون بحث کلیپ ها... من فکر می کنم که انتخاب خود اون آدماست. مشکلی فکر نمی کنم واسه اون خانومی که توی تبلیغات حاضر می شه پیدا بشه. اون داره خرج زندگی شو در می آره(به تعبیر من، با استفاده از آقاهایی که این جوری حاضرن پول بدن). گر چه... داره تفکر اون آقاهایی که دیدشون به خانوم ها به عنوان یه تکه جسمه رو تقویت می کنه. اما خب توی این مورد، واقعا من فکر می کنم هر دو طرف به یک اندازه مقصر هستن. و اینکه من نمی فهمم. لباس های مهمونی خانوم ها، چرا فروختن خودشون محسوب شه؟ چه چیزی رو دارن می فروشن؟ واقعا" چه مشکلی واسه من می تونه ایجاد شه اگه توی یه مهمونی، لباسم اونقدر ها هم پوشیده نباشه؟ اگه ذهن کسی قراره به سمتی بره... مشکل از خانوماست؟

متشکرم از این پست. باعث شد که بتونم تخمینی از وضع جامعه و دید آدما داشته باشم. البته نمی دونم مخاطب های اینجا چقدر وسیعن. اما جالب بود.... متشکرم که خوندید.

روزهاتون از شادی سرشار :-)

پاسخ:
مهسا اسدی مهربان
سلام و ممنون از وقتی که گذاشتی
منم موافقم که شوهرجویی با سکس پرستی، هم وزن نیستن برای مقایسه اما میخواستم که از کار زشت زنها در برابر کار زشت مردها حرف بزنم

در مورد زمان درست، جسم خواهی هر دو طرف باید بگم که شکل برخرود زنها با مردا فرق داره. مردا معمولا از جسم به روح میرسن و زنها از روح به جسم. و هر دو هم نیاز دارن.

در هورمونها ... اونها برای عامه ی مردم تعیین کننده هستن. تعداد کمی هستن که میتونن فراتر از هورمونها زندگی کنن. و من از عامه نوشتم. چیزی که تو میگی در مورد نگرش طبقه ی الیت جامعه درسته.

در مورد روز و تقویم و اینها باید بگم که کلا با تقویم و روز تعیین کردن مشکل دارم. هر روز، روز همه چیز هست و باید حواسمون به همه چیز و همه کس باشه. نباید منتظر باشیم تا تقویم تعیین تکلیف کنه برای خوشحالیامون.

حقیقت اینه که مردها بزرگتر نگاه کرده ن همیشه و اکثر اتفاقای بزرگ دنیا رو مردا رقم زدن و افراد تاثیرگذار توی رشته ها و قسمتها مختلف هم مردا بوده ن. و زنها خیلی کم تونسته ن که تاثیرگذار باشن در جامعه و در سطح کلان.

در مورد کلیپها .. آره حق اون زنه که از این راه پول دربیاره ولی واقعا فروختن زنانگی راه خوبی نیست. و زن رو در حد یه کالا میاره پایین.
لباسای مهمونی زنها فروختن حساب نمیشه ولی در ادامه ی برهنگی تاریخیشون و مفعولیتشون، انگار پذیرفته ن که باید لباس کمتری بپوشن از مردا. اگه مردا هم مث زنها کم میپوشیدن، بحثی نبود ولی کت و شلوار و لباسهای کمتر خانومها دلیلش چی میتونه باشه؟ در مقایسه با مرد میگم. وگرنه اگه عرف بشه که مرد و زن، نیمه لخت باشن، مشکلی نیست توش.

باز هم ممنون از اینکه وقت و انرژی گذاشتی. بهترینا برای تو : )
سلام. وب خوبی دارید و کلی خواننده. ولی من معتقدم که کلا وبلاگ خونها کم شده اند. یه تحلیل هم در موردش توی وبم نوشتم. نظرتون چیه؟
پاسخ:
سلام
ممنونم
به نظرم مخاطبای جدی وبلاگها هنوز هم هستن و مخاطبای عامش کم شدن

هم با این متن موافقم هم مخالف بخاطر همین نه می تونم لایک کنم ونه دیس لایک.

با اینکه خودم یه دخترم ولی بیشتر اوقات یه سری حرکات زشت وزننده از دختر ها می بینم که واقعا باعث تاسفه.دختر ها برای جنس مخالف جون میدن حتی علیه هم دیگه مبارزه میکنن و به معنای واقعی مفعول شدن.هر روز استفاده ی ابزاری از زنان بیشتر وبیشتر میشه هر روز بیشتر از دیروز ابزار دست مردای هوس باز میشن واین یه علامت سوال بزرگی تو ذهنم هستش که عزت نفس و غرور این دخترا کجا رفته؟دخترا هزار و یک جور رذیلت رو تحمل میکنن وبا انواع مدل مرد رو هم می ریزن که این مردا شاید یه روزی با اینا ازدواج کنن ولی فاسدترین و پول دارترین وحتی بهترین مردها از این زنا فقط برای لاس وشوخی و جوونی کردن استفاده میکنن ولی موقع ازدواج با زنی که افتاب ومهتاب ندیده و با وقار ازدواج میکنن این اوج سرافکندگیه واونا فقط الت دست مردا بودن ویا همون جوری که اشاره شد با دیدن جنس مخالف صدای دخترا خود به خود نازک میشه وتو یه یه دقیقه پونصدبار پلک میزنن وچشم وابرو تکون میدن و....

دور و بر خودم نود درصد زنا یا در فراق یار خون گریه میکنن یا تازه وارد رابطه شدن یا خوشحالن تو محل کار همکارجنس مخالف بهشون توجه کرده یا در به در دنبال تور کردنن و این ها ازاردهندست چرا باید زندگی زن ها دور مردها بچرخه؟عامل اصلی وقیح کردن مردها خود زن ها هستن.زن ها نیاز به تحول اساسی دارن ولی متاسفانه .....

ولی منظورتونو از قوی بودن زن ها متوجه نمیشم.ینی چی؟کلا احساساتشونو بذارن کنار؟ینی سنگ و بی احساس باشن؟همون طوری که به نیاز  مرد اشاره کردین که البته خییییلی با اغراق بود ولی خب تو غریزشونه پس احساسی بودن زن هم در غریزشه ودست خودش نیست که بتونه نابودش کنه به نظرمن زن قوی زنیه که توانایی کنترل احساساتشو داره زنیه که نه در همه چی ولی در بعضی از موارد زندگی به یه مرد تکیه کنه زنیه که فقط دنبال پیشرفت و ترقی یا فقط دنبال عشق نباشه(ینی زندگی تک بعدی نداشته باشه)بلکه زنیه که در زندگیش این دو تا رو به موازات هم پیش ببره.زن نیاز به این داره که از نظر احساساتش به مرد تکیه کنه.شما درباره ی نیاز مرد فراتر از واقعیت نوشتین و بعد زن ها رو محکوم کردین که نیازشونو در نظر نگیرن؟

زن باید زنانگی داشته باشه ولی فقط وفقط وفقط برای یک مرد وتا زمانی که اون مرد رو پیدا نکرده به هیچ وجه نباید خودشو موم دست هر کس و نا کسی بکنه.چون زن بدون زنانگیش مثل مرد بدون مردانگی یا همون اوا خواهر میشه(منظورم افراد بیمار وترنس ها نیست)که هر دوی این ها مشمئز کنندست

درسته که ادم های موفق مرد بیشترن ولی در قبال اون در امار زندانیان و قاتلان ومعتادان وخیابان خواب ها و... امار کی بیشتره؟لابد میخواین این جوری توجیح کنین که زن ها ضعیفن ومثل مردا قوی نیستن که بتونن مرتکب جرم بشن.

داشتن روز زن وروز دختر هم هر جوری که فکر می کنم هیچ ربطی به مفعول بودن نداره با اینکه اشاره کردم به شدت موافق مفعول بودن زن هام ولی رابطه ی روز و مفعولی رو درک نمی کنم.

پاسخ:
قوی بودن یعنی روح قوی و مستقل داشتن. آیا نیاز به تکیه گاه توی زنها هورمونیه و قابل عوض شدن نیست؟

البته باید تعریف شما از زنانگی چیه.

مردهای خلافکار بیشتر از زنهای خلافکارن ولی این به این معنی نیست که موفقیتای بیشمار مردان رو نادیده بگیریم. اگه زنها خلاف نکرده ن به جاش چیکار کرده ن؟ بی عملی و بی ارادگی زنها در اجتماع و  طول تاریخ رو نمیشه نادیده گرفت. فقط به موفقیت شخصی بسنده کرده ن در بهترین حالت. و نخواسته و یا نتونسته ن که توی جامعه موفق باشن.

روز دختر فقط توی ایرانه. و فرقش با روز زن توی بکارته. و این زشته.
توصیه میکنم کتاب جنس دوم سیمون دوبووار رو بخونید
پاسخ:
حتما ممنون
سلام
جدا از همه ی این بجث و جدلا میفهمم که منظورتون اینه که قدرت و توانایی زن ها خیلی بیشتر از اینیه که الان هست.
اگر اگر خودشونو از این تفکر آزاد کنن که حتما باید یکیو داشته باشن که بهش تکیه کنن.
پاسخ:
سلام
بله همینطوره

البته این چیزایی که ازش صحبت کردید نیاز ذاتی زن ها نیست بیشتر  به خواسته های  غلط جامعه از زن ها میمونه که زنها هم اونها رو پذیرفتند چون آسونترین راه بوده ( اکثر "ادمها "راحت طلبن)

تا زمانی که کسی قبول نکنه بیماره تلاشی هم واسه بهبود بیماریش نمیکنه .... (پستتون بیشتر یه مشکل لاعلاج شبیه جزام رو داشت توصیف میکرد نه صعب العلاج)

به نظرم کاری که در حال حاضر میشه انجام داد تربیت نسرین ستوده هایی هست که  افراد جامعه رو از این بیماری آگاه کنه .....

پاسخ:
جامعه از زن می‌خواد که نیاز به تکیه‌گاه داشته باشه؟ آره جامعه هم موثره توی این نگاه ولی نقش بزرگ رو خود فرد بازی میکنه
موافقم که آدما راحت‌طلبن و مشکل هم از همین‌جا شروع میشه
نسرین ستوده‌ها زیاد نمیتونن کاری کنن اگه آگاهی نباشه توی افراد
ممنون رئیس

نسرین ستوده هایی تربیت بشه واسه اگاه کردن بقیه افراد و متحد شدن همه ...

منظورم از جامعه هم میراثی از جوامع گذشته هست که از نسل های قبل واسمون به ارث رسیده  .... که به خاطر مردسالاری زن رو  متکی به مرد میدونستن...  که 100 البته نقش خیلی  خیلی بزرگ رو خود فرد بازی میکنه که اینو قبول میکنه یا نه و میجنگه ....

در هر صورت پست به جایی بود رییس .... و سه شب پیش حدود 3 4 ساعت در این مورد با استادم بحث میکردم  و با این وجود خیلی از حرفها موند.. :)

 

پاسخ:
آره اون هم خوبه ولی بهتره که همه نسرین ستوده بشن:)

چقدر خوب. ممنون رئیس. 

خوب باشی همیشه:)

:)

 

پاسخ:
:)
خسته نباشین دلاور *:) + من خواننده ی پروپاقرص مطالبتون نیستم چون باید درس بخونم تا بلکه بتونم به اندازه ی خودم در کشورم تحولاتی ایجاد کنم و اصلا بلد نیستم فلسفی یا خیلی پیشرفته و در سطح بالا نظر بدم { از نوشتن هم هیچ بهره ای نبردم متاسفانه} اما حداقل چیزایی رو که خودم با چشمای ِ خودم دیدم کاملا کاملا که نه اما 93 درصد با حرفاتون مطابقت داره ؛ خودم دخترم اما 87 درصد معتقدم که نصف ِ این مشکلات تقصیر ِ جنس ِ خودمون ِ  و باید اون تیکه که نوشته بودین { لوس حرف‌زدن و نمایشِ غیرعادیِ اندامِ زنان ..} رو بزرگ قاب کرد و سر در هر کوچه و خیابونی گذاشت ! والّا یعنی بعضی وقتا من به جای اونا از خجالت آب میشم و چه قدر این نوع از جنس مونث حقیر و بی ارزش هستند ..
امیدوارم یک کم سر عقل بیان افراد ..
همیشه شاد و موفق و پر از لبخند باشین .
تذکر نوشت : درصدا رو از عقلم گرفتم و نه هیچ منبع معتبر ِ دیگر ..
پاسخ:
ممنونم
امیدوارم که به خواسته تون برسید و تحولاتی که مدنظرتون هست رو انجام بدید.
همیشه خوب و خوش باشید و موفق
: )
با پستتون موافقم فقط دیرتر نظردادم که بتونم نظرات بقیه و خانمهارو هم بخونم.راستش حرف های من ممکنه برای خیلی ها قابل درک نباشه شاید من جزو اقلیت باشم .بهرحال دوست دارم نظرمو بگم. 
یک اینکه سکس در یک رابطه سالم بنظرم  برای زن هم حس فوق العاده ای داره ،چرا اما زنا تو ذهنمون هنوز بهش بد نگاه می کنیم و فکر می کنیم چیزه خوبی نیست و کلا خیلی بد وناجوره و بعضا سطح پایین؟(حتی توی ازدواجمون) چرا آرایش کردن اونقدر بد نیست؟هوم؟چرا نیازهامونو راحت به طرف مقابل نمی گیم ؟ من خودم به شخصه سکسو به شکل سالم دوست دارم و ازش لذت می برم  و به طرفمم میگم .بعضیا میگن شوهره خیلیا همیشه ترگل ورگل می خوان یا یه سری فانتزی جنسی روشون اجرا می کنن. اولا یه سری فاکتورا هست که موقع انتخاب طرف مقابل توجه نکردی دوماخب خودت چی دوست داری خودتم نظر بده.مسئله اینه که ما فقط میگیم دوست ندارم و میریم یه سری چرت وپرت به اسم "رازهای زناشویی"از فک و فامیل و حالاهم تو گروه های مجازی در میاریم و رو شوهره اجرا می کنیم بعد میگیم مردا همه فلان.خب عزیزم راجبش بخون،ببین ،اونم علمی و درست بعد ببین توش اصلا خودت چه چیزاییو دوست داری بعد به طرفم بگو . من دانشجوی ارشد رشته هنر دومین دانشگاه کشورم وقتی می بینم کل هم اتاقیام چه رشته های علوم پزشکی چه مهندسی و غیره هیچی راجع به بدنشونم نمی دونن چه برسه به سکس. وقتی اونایی هم که ازدواج کردنم میان ازمن سوال می پرسن، حوصله ندارن سرچ درست کنن،خب این خنده داره.وقتی ما مثلا تحصیل کرده میشیم ولی هیچ اتفاقی تو ذهن ما نمیفته ببخشید که میگم ولی ما حتی به مادر پدرمونم توهین کردیم.ببخشیدمادری کاره فوق العادیه بشرطی که چیزی برای اضافه کردن به دنیا داشته باشی  وگرنه میشی همون ماشین جوجه کشی. مادره من کر ولاله و الانم نابینا مجبور شد با پدرکرد متعصبم ازدواج کنه پدری که مجبورش کرد که پنج تا بچه بیاره که شاید پسر بشن که نشد.اما همیشه حرفش به ما این بود که خودتونو دستکم نگیرین حالا که تو این دنیایین برای چیزی که می خوایین بجنگین و ما جنگیدیم و می جنگیم حالا فکرکنین بیاین تو جمع دخترایی که پدر ومادرشونم سالم و تازه دخترشونم دوست دارن،کلیم باهاشون حرف بزنی و غیره 
اخرسر  کنار شما فوق لیسانس بگیرن برای دکورخونه شوهر،آرایش کنن و عمل زیبایی انجام بدن به اسم خودشون اما بازم برای شوهر.و کلا هیچ اتفاقی نیوفته. همینه دیگه ..حالا بازم بیایم سره یه پست بریم رو منبر که نه ما مفعول نیستیم. 
دو اینکه مردها براشون تو خواب هم اتفاق می افته.چیزه عجیبی نیست و فقط ازکم بودن اطلاعات ادم نشات می گیره و این که حتی یه کانمتگذار مرد هم اینو نمی دونه واقعا جالبه. جالبه ما برای خوردن برای دستشویی کردن برای خوابیدنمونم کلی وقت می ذاریم که یه وقت بدنمون قورمه سبزی خونش یا هشت ساعت خوابش کم نشه اما راجع به ارتباط بدنامون حسامون فکرامون همچین کاری نمی کنیم. این یکی دیگه مرد وزنم نداره.
یه چیزه بی ربطم بگم و بعد تو افق محو شم اینکه شاید تو خانواده به ما چیزی یاد ندادن بلکم چیزیم از ما گرفتن( مثل پدره من که همیشه خدا هیز بود اما به مااجازه پوشیدن دامن اونم بلند توخونه رو هم نمی داد.یا هنر که کلا گناه کبیره بود.) درسته که دستهای یخم و اعتماد بنفس پایینم  و موهای سفیدمو رو بوجود آورد. اما هنوزم می تونم بجنگم چون دارم  می بینم که نسبت به 10سال قبل اوضاع رو خیلی عوض کردم. با همه این ها هنوزم نمیگم همه مردا فلان.
با پوزش از حرف زدن زیاد

پاسخ:
نظر منفی خانومها در مورد سکس به خاطر دیدگاه سنت و مذهبه و اینکه خودشون رو مفعول میدونن.
با حرفات موافقم. امیدوارم که بقیه دخترها هم به جایی که تو رسیدی برسن. و بجنگن و از هنجارای خانواده عبور کنن و خودشون به هنجارای خودشون برسن.
ممنون از وقتی که گذاشتی
: )
جنسیت تمام انسان ها اول مـاده بوده و بر اثر یک تکان به نـَر تبدیل میشود.این را محققان برنامه پیکار دو جنس می گویند این برنامه سعی در این داشت که به ما بقبولاند هیچ جنسیتی بر جنسیت دیگر برتری ندارد و حتا جنگی که همیشه بر سر این موضوع است در واقع جنگی بی نتیجه است زیرا همه مـا با هم برابر هستیم و به یکدیگر نیاز داریم ولی نمیدانست با تمام تعاریفی که از زن و مرد میدهد ، میشود نتیجه گرفت که زن از مرد برتری دارد!!
مثلا
به خاطر کمترین آسیب پذیری و خطر سقط جنین
به خاطر طول عمر بیشتر
به خاطر همزمان چند کار را با هم انجام دادن
به خاطر باهوش بودن
به خاطر حس مادرانه و مسئولیت پذیری َش از 3 سالگی !!!
به خاطر قوی بودنش ! ( بله قوی بودنش! چه کسی باور میکند زن از مرد قوی تر است ؟ هیچکس ! حتا خنده دار هم است ! اما مثل اینکه علم ثابت کرده است زنان از مردان قوی تر هستند و این باور ما است که به علت ماهیچه ای بودن عضلات مردها ، آن ها را قوی تر می دانیم ! { درد زایمان را که نمی فهمید شما}حتا اگر اینطور نباشد ، به او میقبولانیم که این چنین است ! )
این برنامه به من فهماند چرا واقعا ما خانومها در پارک دوبل توانایی کمتری نسبت به آقایان داریم.زیرا هورمونی در بدن آقایان وجود دارد که باعث میشود سه بعدی سازی ذهن آنان از خانومها بیشتر باشد.
دیگر اینکه با دیدن این برنامه میتوان نتیجه گرفت که اول مرغ بوده ! بعد تخم مرغ !
اما نمیدانم چرا میگویند اول آدم بوده است و بعد حـوا ! شاید هم اشتباهی رخ داده و کسی که این داستان را تعریف میکرده مرد بوده و برایش خیلی سنگین بوده که بخواهد بگوید اول زن آفریده شد و بعد مرد! اما از آنجایی که خالق این جهان بسیار هنرمند است (من به خدا اعتقاد دارم و پای صحبت تمام بیگ بنگی ها ، بدون اعتقاد به چیزی نشسته ام ) میتوانم نتیجه بگیرم خدا اول زن را آفرید.او را در جایی از بهشت پنهان کرد.سپس مرد را آفرید.برای اینکه غرورش نشکند به او گفت که اول او را آفریده.زن فداکاری کرد.هیچ نگفت.وانمود کرد.خدا لبخند زد و عمر طولانی تری به او هدیه داد
پاسخ:
نمیدونم با چه استدلالی میشه گفت که زنها باهوشترن و یا طول عمر دلیل برتریه یا نه. ولی در عمل مردها ثابت کردن که جلوترن.
در مورد خدا و اینکه اول زن بوده یا مرد ، به نظرم مهم نیست. چه فرقی میکنه؟
نباید با اطمینان از این اتفاقات حرف زد.
تو به این دلیل فکر میکنی که زنها جنس دوم و مفعولا که در ایران و در یک جامعه مسلمان رشد کردی اگه چند سال در امریکا یا کانادا زندگی کنی افکارت معکوس میشه.. شازده!!!

پاسخ:
روی صحبتم با زنهای ایرانی بود. مشخصا اونجا اوضاع بهتره.
خواندنی تر از خود پست، کامنت ها و جواب هاش بود...
در کل اخلاق که مرد و زن نداره.. از یه جایی به بعد هر جنسی فیزیک و روان خودش رو خوب می شناسه... حداقل از اون روز به بعد هم اگه در حق هم ظلم نکنیم هم عطفی به دنیا دادیم.. چه مردش و چه زنش..
متاسفانه هر دو جنس دست به دست هم به سمت ویرانی هم پیش می رن..
پاسخ:
برخورد زنها با زندگی متفاوته گاها با مردها.
متاسفانه ...
۰۵ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۳۹ دختری درمِه
پست جالبی بود ...

خیلی خلاصه اگه بخوام بگم ،با این که رابطه ی افراد
حتی برای ازدواج نباید برای رفع نیاز صرف ،حالاچه
نیاز جنسی یا نیاز عاطفی باشه ،خیلی موافقم که خودتون هم
به این قضیه اشاره کردین تو یکی از کامنتا..
وبنظرم رابطه ای موفق خواهد بود
که براساس رفع نیاز شکل نگرفته باشه
ینی شالوده ی رابطه "نیاز"نباشه

زن قوی زنیه که با بی نیازی به سراغ یه رابطه میره. زنی که خودش از پس نیازای خودش برمیاد. مرد قوی هم مردیه که برای سکس، رابطه برقرار نمیکنه و چیزای مهمتری براش وجود داره. 


به علاوه ی اینکه ،مرد قوی مردیه که باعث قوی موندن زن باشه
چون گاهی من دیدم بعضی مردا
اتفاقا ازاینکه مثلا همسرشون بهش حسه وابستگی
ونیازمندی داشته باشه از خیلی جهات ،خوششون میاد
چون حسه قدرت رو بنوعی دراونها زیاد میکنه
اما بنظرم مردی که بخواد از وابسته بودن وحسه نیاز
یک زن بخودش ،حسه قدرت کنه
قدرتمند نیست اتفاقا..



پاسخ:
ممنون از توجه و دقتتون
موافقم با اون قسمت از حرفتون که گفتید باید زن و مرد به قوی موندن همدیگه کمک کنن
و اینکه مردی که لذت ببره از وابسته بودن زنش، قطعا مشکل داره.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">